احمد مجد الاسلام كرمانى

369

سفرنامه كلات ( فارسى )

ميكنند و چون قباله معين و دفتر منظم نيست در هر گوشه يكنفر آخوند مكتبى براى اينكارها است و رسم هم نيست از عروس اقرار بشنوند ، بلكه اقرار پدر و مادر و برادر و عمو و دائى و عمه و خاله را هم كافى ميدانند ، لهذا مكرر اتفاق ميافتد كه يكنفر زنرا دو سه نفر براى خودشان عقد مينمايند و هركدام هم يك نوشته بى سروته در دست دارند . دوم - در موضوع خوردن باشلوق : چون رسم باشلوق اين است كه بسرپرست دختر ميدهند از قبيل پدر و مادر اگر داشته باشند و الا عمو و عمه و خاله و خالو و برادر و خواهر و بسيار اتفاق ميافتد كه اقوام دختر در سر باشلوق نزاع ميكنند بلكه هركدام يكنفر داماد بسليقه خودشان انتخاب ميكنند كه باشلوق را خودشان بگيرند ، اين است كه اغلب مرافعه آنها بدار الحكومه ميرسد و بدون هيچ قسم عنوان مرافعه هم حكومت از باشلوق يك سهم حق ميبرد . مجملا اساسا مرافعات واقعه در اين حدود از اين قبيل است و براى نمونه دو سه فقره از آنها را مختصرا مينگاريم . يك روز نشسته بوديم دو سه نفر آمدند عارض شدند كه پسرهاى « به تو » آمده‌اند عيال پسر ملا قلى را دزديده از ده آنها كه « آغداش » باشد به خانه خودشان در « نيچه » برده‌اند . حاكم با كمال مسرت مأمورى معين كرد و به « نيچه » فرستاد پسرهاى « به تو » را با خود آن زن بدار الحكومه احضار نمودند و شروع به تحقيقات شد . اشخاص آغداش كه عارض بودند دو برادر آن زن بودند و عموى او ، پدر شوهرش و خود آن جوانك كه شوهر او بوده تقرير آنها اين بود كه زن بيوه بوده و بعد از انقضاء عده شرعيه او كربلائى قلى او را براى پسرش خواستگارى نموده و به اطلاع كدخدا باشلوق را پرداخته و در محضر تمام اهل ده شيرينى خورده و بعد هم