احمد مجد الاسلام كرمانى
352
سفرنامه كلات ( فارسى )
و امسال هم بسيارى از آن گوسفندها بواسطه مرض عالمگير در گوسفندها افتاده بود تلف شدهاند و اين كدخدايان اجتماعى كردهاند و ممكن نيست زير بار اداى جريمه بروند اگر سختگيرى بكنم شورش خواهند كرد و تمام كدخدايان بلكه همه مردم كلات براى همراهى با آنها حاضر شدهاند و اگر مأمور گمرك را جواب بگويند يا توهين بكنند بالمره نفوذ اداره گمرك در اين سرحد تمام خواهد شد حاكم كلات ميگويد من از خودم چهارصد تومان مىدهم كه اين فتنه بخوابد و بعدها بتدريج از آنها ميگيرم و سه روزه مهلت خواستهاند كه از مركز دستور العمل برسد ، ديگر هر قسم امر و مقرر فرمائيد اطاعت مىشود . » اين دو تلگراف را بردم تلگرافخانه و به سرهنگ دادم و صورتى هم نوشتم كه خود سرهنگ راپورت بدهد . بعد از آنكه سر دستگاه نشستم تا هر سه تلگراف مخابره شد برگشتم بباغ و رفتم منزل كدخدايان و به آنها گفتم الاآن يك سند ششصد تومان بنويسيد كه اگر ما توانستيم اداره گمرك را به همين مبلغ راضى كنيم ، فورا ششصد تومان را بپردازيد ، حضرات گفتند فورا براى ما ممكن نيست ولى سند پنجروزه ميدهيم ، بنده قبول نميكردم و بالاخره سند سه روزه از آنها گرفتم و همه آنها مهر كردند ، آنوقت بعمارت حكومتى رفته شام خوردم خوابيدم ، فردا صبح خان حاكم را خيلى مضطرب ديدم ، معلوم شد زنهاى اندرون كه عيال و مادر و خواهرش باشند او را ترسانيدهاند و گفتهاند رياست گمرك جواب سخت خواهد داد و آبروى شما بباد ميرود ، مصلحت در اين بود كه مطابق حكم ايالت نهصد و پنجاه تومان را از كدخدايان گرفته به مأمورين گمرك بدهيد تا اين اداره از شما راضى باشد و حاكم به علت سادگى باور كرده و مطلب را بىپرده اظهار داشت بنده او را دلدارى دادم و گفتم از دو حال خارج نيست ، يا رياست گمرك مطلب شما را قبول مىكند يا جواب رد ميدهد ، اگر قبول كرد شما بدون هيچ زحمت دويست تومان مداخله كردهايد و كدخدايان هم بر كفايت و شخصيت شما معتقد شدهاند و اگر قبول نكرد مثل روز اول مىشود آنوقت بعضى اقدامات خودم را به او گفتم كه واداشتهام