احمد مجد الاسلام كرمانى
344
سفرنامه كلات ( فارسى )
شوق نقل و بر اعتقادات خودشان درباره او مىافزايند و اگر بخواهم آنچه در اين موضوع ديدهام بنگارم « مثنوى هفتاد من كاغذ بشود » . يكى از مسائل محير العقول بزرگ در اين مملكت خواب است ، و آثارى از خواب ظاهر مىشود ، چه بسيار اشخاص را بلند كرده و چه بسيار خانوادههاى محترم را بباد داده ، چه بسا اشخاص را صاحب مواجب و منصب كرده و با على مقامات رسانيده ، و عجب اينجا است اشخاصيكه باخبار و احاديث و آثار چندان پاىبست نيستند و اگر چيزى در كتابى ملاحظه كند هزار قسم ايراد بر متن و سنه او وارد مىكند و روات او را يكيك جرح مينمايد ، اما خواب را از هركس بشنوند فورا بدون احتمال ساختگى مشغول تعبير آن مىشود . مثلا همين يوزباشى را من قطعا ظالم و فاسق ميدانم و شهادت او را هرگز قبول نميكنم اما به مجرد اينكه دعائى به من آموخت فورا قبول كرده مشغول عمل شدم پس مناط همان است كه نوشتيم كه : انسان بالفطره ميل دارد راه اميدى و لو صرف احتمال براى خودش تحصيل كند و در اين گونه مقامات چندان پاىبست صحت و سقم روايت و راوى نيست بلكه به مجرد آنكه احتمال ضعيفى بدهد كه شايد راست باشد سكون نفس و اطمينان قلب پيدا مىكند و فروغ اميدى بدلش مىتابد و در خصوص شخص هم عذرى ميتراشد و اين شعر را ميخوانند : بيا به چشم حقارت نظر مكن بر خلق * كه دوستان خدا ممكنند در اوباش و گويا شريعه مطهره اسلام هم نظر به همين قاعده فطريه در اين مقام سختگيرى نفرموده ، بلكه راه آنها را باز نموده چنان كه از قاعده تسامح در ادله سنن به خوبى معلوم مىشود و معنى آن قاعده اين است كه در مقام مطلب مستحبه كه خارج از دائره وجوب و حرمت است چندان دقتى در سند لازم نيست ، حتى يك دسته