احمد مجد الاسلام كرمانى
343
سفرنامه كلات ( فارسى )
بارى حاصل از اين مقدمه اين است كه اطمينان قلب و ثبات نفس در وصول به مرام كمال اهميت را دارد ، بنابراين رفع ايراد از انبياء و اولياء و ائمه و علماء هم خواهد شد كه اين گونه مطالب را بر مردم القاء كردهاند مثلا فلان شخص از امام استدعاى شفاى از فلان مرض كرده يا از فقر و فاقه شكايت بحضورش برده دعائى به او تعليم فرمودهاند كه مداومت در آن دعاء اسباب رفع مرض و استخلاص از فقر خواهد شد ، بديهى است غرض امام اغفال سائل نبوده بلكه نظر او به همين نكته بوده است كه قرائت آن دعا احداث اطمينانى در قلب خواننده مينمايند و بواسطه همان اطمينان هر اقداميكه مىكند او را به مقصود مىرساند ، شاهد اين مدعى آنكه با وجود تعليم دعا اصرار در مداواهم ميفرمودهاند و با آنكه فقير را بذكر واميداشتهاند بر تحصيل معاش هم ميگماشتهاند و هميشه ميفرمودند دنيا دار اسباب است و ( ابى اللّه ان يجرى الامور الا باسبابها ) بايد هم اسباب را فراهم نمود و هم دعا خواند تا به مقصود رسيد . گفت پيغمبر بآواز بلند * با توكل زانوى اشتر ببند بارى اساس مطلب از اول در هر دين و آئين اين بوده ولى بعدها پيشوايان قوم متصل بر او افزودهاند و اختيارات خود را زياد كردهاند تا نفوذ آنها در قلوب زياد شود ، مثلا هر مرشدى هر ملائى هر مجتهدى هر درويشى هر سيدى هر گرسنهاى هر شارلاتانى هر يهودى هر ديوانهاى كمكم صاحب كرامات و داراى نفس شده و از وظيفه خودشان بالاتر رفته تا بمقام نبوت و گاهى الوايت هم رسيدهاند چنان كه در مملكت ما كمتر ملائى يا مرشد پيدا مىشود كه چندين قسم معجزه و كرامت از او نقل نشود و آنقدر در اين امر اصرار دارند كه اگر هيچ معجزه ظاهر نشود اقلا مريدها چندين خواب براى او مىبينند و آن خوابها را در محضر عموم نقل ميكنند و مردم آنها را با گريه