احمد مجد الاسلام كرمانى

336

سفرنامه كلات ( فارسى )

عوض ماليات ميدهند ، عجب‌تر آنكه ماليات خالصه‌جات اصفهان اغلب جنس است آقايان و ساير صاحب قدرتان آن جنس ديوانى را بفرمان يا زور تسعير ميكنند و از قرار خروارى ده تومان بمباشر ماليه ميپردازند ، ولى حقوق خودشان را هر قدر جنس باشد يا قبض مستمرى مواجب ديگرانرا كه ميخرند ، عينا جنس دريافت ميدارند حكومت هم كه ماليات دولتى را از كيسه خودش نخواهد داد از مخارج شخصى و مداخل حكومت هم نخواهد گذشت و اتباع اجراء ، حكومت هم گذران ميخواهند هم مداخل اين است كه با الضروره تمام آنها را از ضعفاى رعايا تحصيل ميكنند ، از اين جهت است كه رعيت بيچاره در سال تمام شبانه روز را كار كرده و آخر الامر از حاصل به قدر نان خانه‌اش هم عايدى ندارد و گاو و گوسفند را در زير شلاق عوض فروع مالياتى و قلق و غيره از او ميگيرند او هم بعد از يكى دو سال تحمل عاقبت زن و بچه‌اش را انداخته از خاك ايران فرار كرده در ولايات خارجه بحمالى و فعلگى و گدائى بپردازد ، و زن و بچه‌اش هم ناچار در شهر يا ده بگدائى و خوشه‌چينى ميگذرانند ، به اين ترتيب همه ساله مبالغ كلى از ثروت مادى مملكت فانى مىشود و هيچكس هم ملتفت نيست و در مقام چاره برنميآيد و چاره‌اش منحصر است بتعديل صحيح و گرفتن ماليات از عايدات آن هم على السويه ، به ترتيب قانونى بدون دخالت ملاحظه و وساطت و تعارف و رشوه و عجالتا خيلى از اين مقصد دور مانده و از اين نعمت محروم و مهجوريم ، تا كى آه رعاياى ستم‌ديده اثر كند و اين كارخانه ظلم و بيداد برهم بخورد . حالا كه من نمىبويم بوى خير از اين اوضاع ! بارى كلام در مسئله تيول بود كه عرب آن را « اقطاع » ميگويد ، يعنى قطعه‌قطعه كردن مملكت و تجزيه حكومت و ترتيب ساده آن از اين قرار است كه فلان الدوله در سال ده هزار تومان مواجب ديوانى دارد بكارگذاران دولت اظهار مىكند كه فلان قصبه ده هزار تومان در سال ماليات ميدهد خوب است مقرر فرمائيد حقوق مرا پاى ماليات آن قصبه محسوب نمايند ، و اگر عايدى آن محل