احمد مجد الاسلام كرمانى

333

سفرنامه كلات ( فارسى )

قرار داده‌اند كه اغنيا آن وجوه را بپردازند و چون اغنيا هم در مملكت متفاوت هستند لهذا مقرر داشته‌اند كه هركس از عايدى سنواتى خودش سهمى بدهد كه به اندازه عشر يا كمتر ميدهد و چون اين هيئت محتاج برئيس هستند لهذا رئيس براى آنها انتخاب شده و اسم آن رئيس را پادشاه گذاشته‌اند و پادشاه براى ترتيب امور دواير و اداراتى مرتب مينمايد و اشخاصى را كه باالنسبه بسايرين عاقل‌تر و قابل‌تر هستند رئيس ادارات ميكنند و اسامى آنها را وزرا ميگذارند و هكذا تا برسد به مستوفى و حمايت لشگرى و كشورى كه ما فعلا در خيال تشريح اين ترتيبات نيستيم و فايده هم ندارد ، همين قدر مقصود و جهت اصلى تسريع و اخذ ماليات بود كه روز اول به چه ملاحظه تسريع شده و حالا اين وجوه را به چه مصارف بيهوده خرج ميكنند ، مثلا همين حاجى خان مبالغى در سال از اصل ماليات حقوق ميگيرد و حال آنكه گفتيم ماليات بايد مصرف قشون برسد كه حفظ مملكت بكنند ، و بيچاره رعيت ماليات را براى تحصيل امنيت ميدهد و تحصيل امنيت محتاج است بوجود قشون ، پس ماليات را بايد بارباب سيف داد و ارباب قلم هم چون تا يك اندازه محل احتياج هستند و بايد محاسبات وصول را محافظت و ثبت كنند از اين ماليات سهمى دارند اما بدبختانه در ايران ما ، نه وضع گرفتن ماليات مطابق قوانين متداوله است و نه وضع تقسيم ماليه و فى الحقيقه اخذ به غير حق و عطاى به غير مستحق است ، از يك مشت ضعفا كه يك وقتى مالك ملك يا گوسفندى بوده‌اند و حال ندارند به زور شكنجه ماليات ميگيرند و بمردان صاحب ثروت قوى ميدهند . سيرم از مردم دنيا طلب دون كه بجبر * لقمه از گرسنه گيرند و خورانند به سير اما اينكه ميگوئيم به غير حق ميگيرند به اين ملاحظه است كه در ايران مميزى نيست و ماليات از عوائد نميگيرند بلكه ماليات از آب و زمين اشخاص