احمد مجد الاسلام كرمانى

280

سفرنامه كلات ( فارسى )

كه از روز اول هم او اسباب چينى كرده تا ما را نفى بلد كرده‌اند حالا هم با خيالات ما مساعدت ندارد بلكه من درست ملتفت و مطلع شده‌ام كه همه روزه بآصف الدوله در خراسان و غلان الملك وزير علوم در طهران مكاتبه مينمايد و فقط استخلاص خودشرا ميخواهد چنان كه ديدم در يك كاغذ نوشته بود بحسن : اجازه بدهيد بروم تبريز نزد مادرم و يا در خراسان مدرسه باز كنم و ضمانت مىدهم كه ابدا در امور دولتى مداخله ننمايم در اين صورت كه او ابدا در خيال ما نيست به چه دليل ما در خيال او باشيم اما مسئله حاكم اين مسئله نزد تمام عقلاى عالم مسلم است كه هركس بايد در فكر استخلاص خودش باشد ولو به ديگرى هم بربخورد ما كه نميخواهيم به او صدمه بزنيم بلكه ما فقط ميخواهيم جان خودمانرا مستخلص نمائيم و بعد از استخلاص ما احتمال دارد ابدا متعرض او نباشند همانطور كه كسى متعرض وزير يزد در فرار سعد الدوله نشد و بر فرض كه مبلغى آصف الدوله از او جريمه گرفت نقلى ندارد هر وقت دست ما بهطران رسيد هم پول او را پس ميگيريم و هم از خودمان درباره او خدمت و رعايت و مساعدت منظور ميداريم اما در خارجه هزار مرتبه دخل تو بهتر و بيشتر از من است چرا كه ممكن است به مجرد ورود در بادكوبه در اداره « ارشاد » يا « تازه حيات » منشىگرى بكنى و ماهى دويست منات اجرت بگيرى چنان كه تا يك ماه قبل اديب الممالك ورقه فارسى روزنامه ارشاد را مينوشت و ماهى دويست مناط ميگرفت و نميدانم چه شد كه نماند و بخراسان آمد و اگر نخواهى در اداره ديگرى مستخدم شوى خودت با اين قوت قلمى كه دارى به خوبى ميتوانى يك روزنامه فارسى در يكى از شهرهاى روسيه يا بلاد مصريه داير نمائى مثل « حكمت » و « چهره‌نما » و غيره كسى كه سرمايه دانش دارد ابدا نبايد از هيچ چيز وحشت داشته باشد فضل و دانش در تمام نقاط روى زمين مرغوب و مطلوب است مگر در ايران كه