احمد مجد الاسلام كرمانى

214

سفرنامه كلات ( فارسى )

چه داد ؟ رفت و از خورجين تركى سه چهار عدد نان كلفت و چند عدد خيار زرد پير شده آورد ، حسن خان از مشاهده اين حال خيلى متغير شد و به من اعتراض كرد كه چرا نگذاشتى من اين مردكه را تأديب كنم حالا هم بمرگ خودت در برگشتن هم شلاقش ميزنم و هم جريمه‌اش ميكنم ، ما هم گفتيم چون كدخدا از رياست ده هم اظهار دلتنگى ميكرد و متصل ميگفت استعفا دادم ( استيفا ) و در وقت سوارى مخصوصا به من گفت بسركار حاكم عرض كنيد يا به من تقويت كنيد يا آنكه استعفاى مرا قبول كنيد ، منهم بنا به خواهش او حاضرم كه عزلش را بخواهم ، بارى هركدام دو سه لقمه نان خورديم و به راه افتاديم و از كنار حصار زرين كلات كه كوهى است بسيار بلند و محكم و سر به هوا كشيده است عبور كرديم و نزديكى در « بند ارغوانشاه » « 1 » كه مدخل ما است يك چشمه آب بسيار خوشگواريست معروف به ( قره سو ) ،

--> ( 1 ) ساختمانى است آجرى دانه‌دار كه به شكل مخروطى ناقص بارتفاع 50 متر از كف ژرف رود و هشت متر از كف زمين بالا رفته است . اين بارو محل سكونت و ديده‌بانى قلعه بيك بوده و قلعه بيگى سمتى بود كه تا اواسط دوران مظفر الدين شاه در اين محل وجود داشته است . قلعه بيك مأمور حفاظت قلعه كلات بود و هشت آبادى درون كلات را ديده‌بانى ميكرد و ورود بكلات و ديدن عمارات و آباديهاى آن به اجازه وى بود . شايد ارغوانشاه همان ارغوانشاه فرزند آباقاجان پادشاه پسر هلاكو خان كه سلسله ايلخانيان را تشكيل دادند باشد . اين ارغوانشاه با تكودار ملقب بسلطان احمد عموى خود بر سر سلطنت نزاع داشت و در پيرامون جلگه طوس باهم جنگيدند . ارغوانشاه شكست خورد و بقلعه كلات پناهنده گشت ( بسال 683 قمرى ) سلطان احمد كه ميكوشيد او را دستگير سازد ميدانست كه فتح كلات كه قلعه‌اى مستحكم و تسخير ناپذير است با اعمال زور ممكن نيست به تزوير پرداخت و يكى از سرداران خود را بنام اليناق كه در حيله و سياست شهرت داشت مأمور فريب ارغوان كرد . اليناق در مأموريت خود توفيق حاصل كرد و ارغوانشاه را از قلعه بيرون كشيد و بحضور سلطان احمد برد و بالاخره او را زندانى كرد . سلطان احمد تكودار چون باسلام گرائيد ، موجب نارضائى سران مغول شد و زمينه را براى ارغوانشاه زندانى وى آماده كرد و امراى مغول پنهانى با وى همداستان شدند و سلطان مسلمان شده را دستگير كردند و ارغوانشاه را بجاى او بسلطنت برگزيدند .