احمد مجد الاسلام كرمانى

206

سفرنامه كلات ( فارسى )

كردند حتى حاجى ميرزا هاشم پسر مرحوم حاجى ميرزا محمد باقر هم بر صحت اسناد ما شهادت داد ، مبلغى هم بآصف الدوله داديم و رقم گرفتيم و بعد از سه چهار ماه معطلى برگشتيم مدعى ما بعد از ما رفته مبلغ كلى پول بآصف الدوله داده و همين حسن خان حاضر را با پنج نفر سوار غفلتا بسر ما آورد و آنجا را از تصرف ما گرفتند و بدون حق به تصرف مدعى ما دادند دو مرتبه رفتيم شهر پولداديم ناسخ گرفتيم و آمديم محل را تصرف كرديم باز مدعى رفت و پولداد و ناسخ ناسخ گرفت باز آمدند ما را بيرون كردند ما هم فكر كرديم سه مقابل قيمت محل را تاكنون به حاكم شرع و عرف و قلق مأمورين داده‌ايم باز هم شهر برويم همين اوضاع است لهذا ناچار شده صرف نظر كرديم حاصل موجودى ما را هم بردند » حسن خان هم بر تمام تفاصيل شهادت داد و تصديق كرد محمد رضا خان هم بر حقانيت آنها شرحى نقل كرد قدرى به او دلدارى داديم كه اگر از اين محبس خلاص شديم فكرى هم براى اصلاح كار تو ميكنيم ، در اين ضمن سفره انداختند و بقول محمد رضا خان پتيرمسكه را آورد و رسم اين گونه اشخاص اينست در هر موقع كه ميهمان آمد بلافاصله بعد از چاى پتيرمسكه برايش حاضر ميكنند ، خواه صبح باشد خواه عصر منتظر وقت شام و نهار متعارفى نمىشوند و در واقع پتيرمسكه آنها يك نوع تشريفات محترمانه است ، بارى سفره انداختند و اطراف سفره را نان چيدند و چندين كاسه ماست تازه و دو سه قدح بزرگ مسى هم دوغ در وسط سفره گذاشتند و ما متصل انتظار مقدم پتيرمسكه را داشتيم بالاخره بآرزوى خودمان نايل شديم يعنى يك مجموعه بزرگ آوردند كه چندين بشقاب در آن بود و ترتيب آن از اين قرار است كه خمير را در روى تاوه ميپزند و در يك بشقاب ميگذارند مقدارى كره بالاى آن نان داغ مىگذارند و يك نان ديگر هم روى او ميگذارند كه داغى نان‌ها اسباب آب شدن كره مىشود و آن را پتيرمسكه ميگويند ، اما مسكه اسم كره است در كرمان ما هم كره را مسكه مىگويند و اين قسم از نان را در بسيارى جاها پتير مىگويند كه خمير بىمايه را روى تاوه ميپزند و ميگويند بسيار خوراك خوش‌مزه‌ايست ولى به دهان ما كه عادت نداشتيم جلوه‌اى و مزه‌اى نكرد اما ديگران