احمد مجد الاسلام كرمانى

175

سفرنامه كلات ( فارسى )

هر روز چندين مرتبه بنزد او ميآيد و حاجات او را برمىآورد و اسباب عيش او را فراهم مينمايد ، قند ميخرد چاى ميآورد و گاهى پنج تومان ده تومان قرض نموده براى تقديم خان نايب ميآورد و ميدهد و جهت گرفتارى او اينست كه اين شخص از هواخواهان شجاع الدوله قوچانى است و حكومت قوچان سالهاى دراز از ايالت خراسان مجزا بوده است و در تصرف همين خانواده شجاع الدوله بوده است و پدران و اعمام او به همين لقب ملقب بوده‌اند ، حتى آنكه گاهگاهى خودسرى ميكردند و در مركز خودشان بر قوچان و اهل زعفرانلو سلطنت ميكرده‌اند و رفته‌رفته بعد از مردن بزرگان اينها امير حسين خان و امير عبد الرضا خان ضعيف شدند و در زمان شجاع الدوله حاليه كه جوانى كم‌تجربه و ترياكى هست كارشان مطلقا زار شد و آصف الدوله اسباب‌چينيها كرده تا او را از حكومت قوچان معزول كرده و او را مقصر قلمداده و بطهران فرستاده و پسر خودش امير حسين خان را بقوچان فرستاد و هرچه دلش ميخواست با اموال آنها كرد و دختر شجاع الدوله مرحوم خواهر شجاع الدوله حاليه را گرفت و هرچه توانستند كردند و اينكه قصه دختر فروشى در قوچان شهرت دارد مبنى بر اين قاعده است كه چون قوچان بحدود تركمانان وصل است و به خاك روسيه متصل و ماليات آن جاها را از اشخاص ميگيرند و نه از عايدات املاك و فلان بيچاره كه از عهده پرداختن ماليات و تعارف و جريمه بر نميآيد ناچار است دختر خود را بمبلغى بفروشد تا ماليات ديوان را بپردازد . آصف الدوله ، شجاع الدوله را به همين گناه مقصر كرد و بطهران فرستاد ولى پسر خودش دو مقابل از مردم حرم گرفت و چهار مقابل او دختر فروشى كرد و آنقدر بر خلق بيچاره سخت گرفتند كه ناچار شده از ظلم او بناى داد و فرياد را گذاردند ، او هم مجبور شده بعد از وصول احكام متعدده از طهران و افتضاحات بسيار پسرش را عزل كرد و حكومت قوچان را به ميرزا ابو القاسم خان نام كه از طهران براى مميزى رفته بود واگذار نمود و آن بىرحم هم در مقابل ماليات معمولى