احمد مجد الاسلام كرمانى

150

سفرنامه كلات ( فارسى )

شود عبا را بر سر كشيده در كوچه و بازار مشغول توزيع شبنامه بودم حوالى خانه

--> - كار از براى خودش بيشتر است به جهت آنكه مال و خانه و درجه او در سلطنت بىقانون بىشرط همواره در معرض تلف است و تا قانون نباشد از اين جهات اطمينان براى او حاصل نخواهد شد . ج - بلى خود اتابك هم ملتفت اين نكته هست ولى نخوت و غرور و خودپرستى او را مانع شده كه چون رؤساى ملت مطالبه قانون نمودند اگر اجراء شود باسم آنها خواهد شد پس معلوم شد كه اتابك خيلى آدم كم‌مغزى است كه كار به اين بزرگى و شرف به اين ستركى را از براى يك خيال به اين كوچكى واهى تعطيل نمايد ما گمان ميكرديم كه اين اتابك آدمى است ! حال معلوم شد كه هيچ بارش نيست . س - اين تقصير با علماء و آقايانست ، زيرا كه جد و جهد در كارى نمىكنند و اين خيال پوچ را از كله اين مردم بيرون نمينمايند كه غرض خودنمائى نيست بلكه غرض اصلاح مفاسد ملك و ملت است باسم هركس ميخواهد بشود بشود . ج - پس شما خبر نداريد كه آقاى آقا سيد محمد ديروز چه كاغذ خوبى در اين باب به اتابك نوشته كه ما تا جان در بدن داريم دست از مطالبه حقوق ملت برنميداريم . بلى خبر دارم سواد كاغذ را هم ديدم ( بعد از اين ذكر مىشود ) خداوند به آقاى آقا ميرزا سيد محمد عمر بدهد باز ميانه ملاها اگر يكنفر باشد اوست كه بفكر ملت است آقايان ديگر بفكر خودشان هستند ماها بايد زحمت بكشيم و آنها همه روز بفكر ترقى و توسعه اداره و جلب منافع و مداخل خود باشند آخر مگر فايده پيغمبر صلى اللّه عليه و آله از براى مردم همين بيان طهارت و نجاست بود يا در مقام ترويج احكام سياسيه و مملكت‌دارى و تهذيب اخلاق هم بود آقايان نجف و اينجا پس از يك عمر كه از پرتو امت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله ميخورند و زندگانى ميكنند آخر فايده ايشان منحصر است باينكه در حاشيه رساله يك مرتبه بر عده غسلات استنجا بيفزايند يا كم كنند ديگر در فكر اين نيستند كه ظلم عالم را فراگرفت ، مسلمانان از دست رفتند دولت و ملت اسلام كه پيغمبر و امير المؤمنين و ائمه عليهم السلام براى ترويج آن شهيد شدند از ميان رفت دشمنان دين از هر طرف روى آوردند و علماء ببعضى از فروع چسبيده اصل را از دست داده‌اند . س - شما بفرمايش علما و آقايان هم گوش بدهيد ايشانهم حرفى دارند ميگويند ما كه زحمت براى مردم ميكشيم مردم خودشان بيغيرت و نادان هستند چرا در مقام عدل و داد برنميآيند فرض ما نبوديم مردم نبايد بفكر حال خودشان باشند مردم ميخواهند بىزحمت لقمه توى دهن آنها بگذاريم اگر صدر اسلام را ملاحظه كنيد ميدانيد كه حضرت رسول ( ص ) يك تنه كار از پيش نميبرد بلكه مردم از جان و مال خود ميگذشتند و پيغمبر خود را يارى مينمودند و پيش ميبردند ( نابرده رنج گنج ميسر نميشود . . . ) مستدعى است مرخصم فرمائيد انشاء اللّه فردا شب خدمت جنابعالى در همين موقع ميرسم و عرايض لازمه بنحو اوفى و اتم خواهيم كرد تا بدانيد و تصديق فرمائيد اينهمه ظلمى كه بمردم مىشود از بىهمتى و بىغيرتى خود مردم است ( انتهى ) . « صفحه 206 تاريخ بيدارى ايرانيان »