احمد مجد الاسلام كرمانى

126

سفرنامه كلات ( فارسى )

كرد و ملك خريد و املاك مردم را تصاحب نمود و پسرش نير الدوله حاليه بر آنها افزود تا آنكه بناى فروش خالصجات شد هرچه خالصه ديوان در حدود نيشابور بود تمام را از دولت خريد و امروزه قريب دو كرور ملك در آن نواحى دارا شده و حكومت نيشابور را از حكومت خراسان مجزا نموده تيول ابدى خود قرار داده و امروزه پسر نير الدوله ، فتح السلطنه در نيشابور حكومت دارد و ميتوانيم بگوئيم دو ثلث نيشابور ملك نير الدوله است و از اول از دزدى پيدا شده است . مجملا از نيشابور تا قدمگاه چهار فرسخ است و قدمگاه دهى بسيار آباد و معتبر و خوش آب و هواست و اينكه آن را قدمگاه ميگويند از اينجهت است كه در آنجا سنگى از مرمر است كه به قدر جاى پاى يك نفر شكاف دارد و عقيده مردم اين است كه حضرت رضا عليه السلام پاى مبارك را در آنجا گذارده و از معجزه پاى مباركش سنگ سوراخ شده است و اين عقيده منحصر باينجا نيست در كرمان و ساير بلاد ايران هم اين گونه قدمگاهها هست كه مردم آنها را پرستش مينمايند و اهالى اينجا اغلب از سادات هستند تقريبا يكساعت بغروب داشتيم كه وارد قدمگاه شديم اولا وضو ساخته نماز خوانديم بعد از آن از سرهنگ استدعا كرديم كه به زيارت محل قدمگاه مشرف شويم سرهنگ باحتمال اينكه مبادا ماها به آنجا پناه آورده « 1 » متحصن شويم اجازه نداد و امر به

--> ( 1 ) موضوع بست نشستن و متحصن شدن در ايران سابقه دارد آخرين راه فرار از ستم فرمانروايان و چاره ستمديدگان بستى و پناهنده شدن در اماكن مقدسه ( امامزادگان ) - مساجد و جاهاى محترم از جمله بيرونيهاى بزرگان يا تلگرافخانه حتى اصطبل بويژه اصطبل همايونى بوده است چنانچه شاه عباس كبير وقتى از وليعهد خود بدگمان شده بيكى از خاصان خود امر فرمود برود شاهزاده را كشته و بيايد در اصطبل همايونى بست نشيند بالجمله خواه از لحاظ احترامات مذهبى و از نظر سياسى چه بسا تبه‌كار يا آدمكشى هم بست مىنشستنه و از كيفر معاف ميگشته و همين رفع ظلم از ستمديدگان ميشد . در اواخر دوره پادشاهى ناصر الدين شاه و اوائل سلطنت مظفر الدين شاه كار بست‌نشينى بالا گرفت در اوايل سال 1324 ابو الحسن ميرزا شيخ الرئيس كه از علما و شاهزادگان درجه اول بود از دست عين الدوله بسفارت عثمانى پناهنده شد . در شهرستانها مردم از دست حكام در تلگرافخانه بست نشسته يا از ستم دولت به بقعه امام زادگان و مساجد پناه ميبردند .