احمد مجد الاسلام كرمانى
102
سفرنامه كلات ( فارسى )
بود و از احدى صرف نظر نميكرد ولى به كم هم قانع بود اگر جائى كه هزار تومان وصول ميشد صد تومان برايش محرمانه ميبردند ميگرفت و ميگذشت و عمده جهت سهل انگاريش اين بود كه هزار تومان اجزا وصول مىكردند دو ثلث آن را ميخوردند ثلث ديگر هم زنهايش كه متعدده بودند خبر ميشدند كه در فلان نقطه مردهاى بود و ثلثش رسيده فورا ميگرفتند اين عمل نه تنها در شهر اصفهان شايع بود بلكه در تمام خاك اصفهان متداول است و امام جمعه خفيه نويس داشت كه از دهات و بلوكات خبر مردن اين و آن را برايش ميآوردند و مشتلق و انعام ميگرفتند و يكدسته اجزاء سواره داشت كه مأموريت خارج شهر حق آنها بود و فورا يكى از آنها را مأمور ميكرد و ترتيب ثلث گرفتن دهات از اين قرار بود كه آن شخصيكه مأمور ميشد و « غالبا هر خطى سپرده باميرى مخصوص بود و ديگرى به اين خط كمتر مراوده مينمود » مجملا آن شخص را كه رقم مىنوشتند و مأمور ميكردند از مال خودش يكى دو طاقه عبا براى ورثه متوفى حاضر مينمود و در رقم هم مينوشتند كه « چون خبر وحشت اثر فوت فلانى كه از بستگان خود من بود رسيد خيلى افسرده شدم اعتمادى فلان را فرستادم از طرف من مجلس فاتحه را ختم نمايد و خلعتى براى شما فرستادم كه از عزا بيرون بيائيد و متروكات آنمرحوم را درست معين نموده ثلث آن را براى طلاب و فقرا و سادات بفرستيد و مابقيرا كما فرض اللّه ميانه ورثه تقسيم نمائيد » مأمور هم ميرفت و ميداد و ميگرفت ميآورد و سهم عمدهاى هم براى خودش تحصيل ميكرد و هكذا در خاطر دارم روزى در مسجد پهلوى محراب نشسته بودم با آقا صحبت ميكردم شخصى به لباس متوسط رعايا وارد شد و سر به گوش آقا گذارده خيلى محرمانه گفت : ارباب محمد كريم كدخداى خراسگان به مرض سكته در گذشت حضرت آقا از شنيدن اين خبر چون گل شكفته گرديد و دست كرد در جيب و چند عدد شاهى سفيد درآورد و مژدگانى به آن شخص داد آن شخص عرض كرد آقا اسبى كرايه