احمد مجد الاسلام كرمانى

89

سفرنامه كلات ( فارسى )

و اينطور جلوه دادند كه عاقبت اين كار منجر بقتل پادشاه خواهد شد « 1 » چنان كه

--> ( 1 ) ناصر الدين پس مراجعت ( سفر سومش ) از فرنگستان در انديشه برپا ساختن شوراى ملى بوده روزى بعد از سلام خطاب بحضار اظهار داشته ، در اين سفر ملاحظه كرديم كه تمام نظم و ترقى اروپا از اين است كه قانون دارند ما هم عزم خود را جزم كرده‌ايم كه در ايران قانون ايجاد نموده از روى قانون رفتار نمائيم بنشينيد و قانونى بنويسيد و در اين باب تأكيد بسيار نمود ، همه بله قربان بله بله قربان گفتند و رفتند و حكم شد در دربار مجلسى كرده و در اينكه چه بايد كرد گفتگو نمايند ، در مجلس نخستين شاهزاده ملك آرا اظهار داشت : هرگاه بخواهيم از خودمان قانون بگزاريم سالها طول ميكشد و آخر هم پوچ خواهد بود . فرنگىها در اين راه زحمت كشيده و راه درستى در پيش گرفته نتيجه مشهود است كه چقدر ترقى كرده‌اند بهتر است قانون آنها را ترجمه كنيم و آنچه در قانون آنان مخالف شرع اسلام است از قلم بيندازيم . رأى بر اين قرار گرفت ، بعرض شاه رسانيده شد تحسين فرمودند در مجلس دوم گفته شد رئيسى براى مجلس لازم است كه انضباط آن را عهده‌دار باشد از ميانه ملك‌آرا را برياست برگزيدند ناصر الملك قره‌گوزلو - ميرزا عباسخان مهندس - ميرزا محمد خان پسر ميرصديق الملك و چند تن مترجم و نويسنده بعضويت اداره مجلس معين شدند نباشد هرآنچه را ترجمه كردند در مجلس مطرح و پس از تصويب بحضور شاه برده بصحه همايونى برسد قانون اساسى دولت عثمانى را خود ملك‌آرا در ظرف دو روز ترجمه كرده وقتى مطرح مىشود چون حد اقل سن نمايندگان مجلس چهل سال معين شده بود و سن كامران ميرزا و ميرزا على اصغر خان بيش از سى و سه سال نبود هر دو بهم چشمك زده برافروختند سخن كوتاه در هر ماده قانون چيزى بود كه بر جال و درباريان برخورنده بود ميگفتند اينرا ننويسيد آن را قلم بزنيد اين يكى را تغيير دهيد ، آنقدر زدند و كم كردند كه ديگر چيزى نماند ملك‌آرا آزرده خاطر گشت و استعفا خود را تقديم داشت و شاه هم انجام اين خدمت را به ميرزا عليخان امين الدوله واگزار كرد . فرمان همايونى براى تشكيل دار الشوراى كبرى : امين الملك انعقاد اين مجلس چنان كه مكرر تقاضا و نوشته حكم و مقرر شد از لوازم امور حاليه دولت است و كمال ميل را بترقى و انتظام آن داريم و كمال تقويت را در هر باب حاضر هستيم به عمل ميآوريم . بعضى فرمايشات تازه به نظر آمده كه لازم شد مجددا حكم بشود در مجلس قرائت شده جزو تنظيمات و قرارداد مجلس شود اولا چون فرمايشات زياد و مطالب دولتى روزبروز در ازدياد است هفته‌اى دو مرتبه انعقاد مجلس را كافى نميدانيم بايد هفته‌اى سه روز مجلس شود شنبه سه‌شنبه و پنجشنبه و ثانيا اهالى مجلس در گفتگو و حرف آزاد هستند . هر چيزى را بايد بدون شايبه هيچ غرض و بدون ترس و واهمه تقرير نمايند . فى المثل از صف نعال اگر شخصى برخيزد و بر وزراى بزرگ ايرادى كند و بگويد -