احمد مجد الاسلام كرمانى

90

سفرنامه كلات ( فارسى )

در فرانسه و انگليس شد پادشاه را بوحشت انداختند و براى سهولت امر عنوان بابى - گرى را دست‌آويز و وسيله قتل مردمان با دانش وطن‌دوست قرار دادند و چون در اوائل جلوس شاه « 1 » بابىها در مقام ايذاء بلكه قتل شاه برآمدند و كارى از پيش نبرده بودند لهذا شاه را عداوتى فوق العاده به آنها بود و سخت به آنها حمله مينمود مجملا شروع بقتل و اعدام و تبعيد و حبس عقلا و دانشمندان كردند . سيد جمال را با نهايت افتضاح از حرم مطهر حضرت عبد العظيم كشيدند و بردند . ميرزا رضا كرمانى را كه آن روز ملازم و مريد سيد جمال بود بجرم معاونت سيد در حبس انداختند و جمعى ديگر را هم كه ذيلا اسامى آنها را مينگريم در محبس قزوين قريب دو سال نگاهداشتند بسيارى را بقرفات جنان فرستادند ولى هر قدر بيشتر جلوگيرى ميكردند اين حرفها زيادتر ميشد و به حدى كه جلوگيرى ممكن نبود و هر قطره خونى كه از يكى از اين طايفه به زمين ميرسيد توليد هزار نفر روليونر ميكرد و اين كار

--> - تو فلان كار را نفهميده كرده‌اى به اين دليل نبايد آن وزير كدورتى حاصل كند بلكه هيچ حق ندارد بايد كارى كه مىكند جواب آن شخص را موافق قاعده يا رد و يا اذعان نمايد و هريك از اجزاى مجلس آنچه شب و روزهاى تعطيل در خير دولت بخاطرشان بيايد يادداشت كرده در مجلس مذاكره نمايد ثالثا آنچه آراى مجلس بيك امرى از جزئى و كلى قرار گرفت بايد نوشته و مهر تمامى اهل مجلس باشد . اين امور به پيغام يا عرض شفاهى پذيرفته نيست حتى حكامى كه بعد از اين بولايات تعيين ميشوند يا يكنفر مميز به جائى ميرود و يا يك حكمى فوق العاده و غيره صادر مىشود بايد بتصديق و راى مجلس باشد . 1291 ( هجرى قمرى ) امضاء ( 1 ) در سال 1852 ميلادى حيات شاه مورد سوء قصد چهار نفر بابى كه عريضه‌اى در دست داشتند قرار گرفت شاه از ران زخم برداشت و خبر مرگ او انتشار يافت ، مجازاتى كه براى سوء قصدكنندگان معين گرديد بسيار وحشيانه بود در اول ده زندانى بقتل رسيدند اما در مورد دو نفر حكم شد آنها را شمع آجين كردند يعنى سينه هريك را سوراخ كرده چهار شمع گذاشتند و بعد از اينهمه زجر و شكنجه با يك تبر كوچك آنها را چهار شقه كرده و هر شقه را بيك دروازه تهران آويختند پس از آن يك دوران ترور ادامه يافت . « تاريخ ايران تأليف سرپرسى ساكس صفحه 495 »