احمد مجد الاسلام كرمانى

88

سفرنامه كلات ( فارسى )

در ساير بلاد ايران هم گردش نمود و آنچه ميدانست و ميتوانست مردم را بتمدن عصر جديد دعوت فرمود از طرفى ميرزا ملكم خان « 1 » بناى ترجمه و تأليف قانون اساسى را گذارد شاه مرحوم اول خوب حاضر شد كه اين اجرائات را مقرر فرمايد و قدرى شروع بعمليات كرد ولى وزراء خودپرست خائن دزد خيالش را مشوب كردند « 1 »

--> ( 1 ) ميرزا ملكم خان فرزند ميرزا يعقوب ارمنى اهل جلفاى اصفهان بود ، ميرزا يعقوب زبان فرانسه را خوب ميدانست و در زمان سلطنت محمد شاه باتفاق فرزند خردسال خود بتهران آمد و معلم زبان فرانسه و مترجم سفارت روس گرديد در تهران با عده‌اى از رجال از جمله امير كبير آشنا شد و بتوصيه آنان ملكم را در 17 سالگى بفرانسه فرستاد ، ملكم تحصيلات را در مدرسه ارامنه دوره عالى « پلى تكنيك » را گذرانيد و بعضى از تردستىها و شعبده‌ها را هم آموخت ضمنا بمحافل سرى فراماسونى نيز پيوست سپس بايران مراجعت نمود و بدستور ميرزا آقا خان نورى مترجم استادان اطريشى دار الفنون گشت ، ناصر الدينشاه ضمن سركشى بدار الفنون ملكم را شناخت و مورد توجه شاه قرار گرفت در همين اوقات بهمراه هيئتى براى مذاكره در باب اختلاف ايران و انگليس نسبت به حق حاكميت بر افغانستان برياست فرخ خان امين الدوله كاشى بپاريس اعزام گرديد . در وقتى كه از مردم ايران كسى از نظام اجتماعى و قانون و تمدن غربى اطلاع نداشت ملكم با شور و حرارتى عجيب اين مسائل را بميان كشيد . در سال 1280 ميرزا محمد خان سپهسالار ملكم را به بغداد تبعيد نمود و او از بغداد به استانبول رفت و در آنجا ازدواج نمود . پس از مدت كوتاهى توجه سپهسالار را جلب نمود و بعنوان سركنسول عازم قاهره شد سپس بتهران احضار و بعنوان مشاور در دستگاه صدارت به كار مشغول گشت و رساله ( مجلس تنظيمات حسنه ) را كه در حقيقت طرحى از تأسيس مجلس شورا مىباشد تنظيم بتصويب صدر اعظم و شاه رسانيد ملكم در مسافرتهاى شاه بفرنگستان خدمات فراوانى نمود و مورد توجه واقع گشت تا اينكه به لقب ناظم الدوله و عنوان « پرنس » مفتخر گشت ملكم از حسن عقيده شاه نسبت به خود سوء استفاده كرد و يك ورقه امتياز به خط شاه براى تأسيس لاتارى در ايران بدست آورد در سال 1307 روزنامه قانون را منتشر نمود و بر ضد دولت و شاه مقالاتى انتشار داد در سال 1315 با وساطت امين الدوله وزير مختار ايران در رم گشت در سال 1326 بيمار شد و براى معالجه بسويس رفت و در سن 77 سالگى در آنجا درگذشت ملكم در حين فوت يك پسر بنام فريدون و سه دختر داشت .