كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )

81

سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )

ليكن درويشى بر طبيعت او غلبه كرده بود و در جمع نقد و خزينه ، هوسى نداشت و * جاى برادر نمىخواست . مقدار عسكر افاغنه در عدد او اختلاف است . * محمود كه اول بر سر * اصفهان آمد ، مردان كارديده پانزده هزار گفتند . سياح گويد كه تخمين من نزديك چهل هزار بود و زياده نبود . زيرا كه هر كس اقدام ( 145 ) به محاصرهء اصفهان كند ، كمتر از چهل هزار نمىتواند ، آورد . و بعد از تسخير اصفهان محمود ، وزراء و اعيان خود را جمع آورده ، تفتيش از عدد لشگر خود كرد . سواى كشتگان و زخم داران افغان در دوازده ده جنب اصفهان تدقيق و تفحص نمودند . * بيست هزار سپاه موجود بود . سياح گويد كه با عبد اللّه آقا ، ايشك آقاسىباشى محمود ، آشنائى داشتم و به مداواى او مىرفتم . روزى از او پرسيدم از عدد سپاه . گفت روزى كه اراده اصفهان كرديم ، نود هزار كس تدارك ديديم . * چند منزل كه آمديم ، هشت هزار نفر از عجزه و بىكاره ، جدا شده و خسته و صاحب آزار قريب به دو هزار كه مجموع ده هزار نفر بودند ، برگشتند و در هنگام محاصره اصفهان ، افاغنه كارديده ، چهارده هزار افغان حصارى و هشت هزار سپاه از بلوچ داشتيم و باقى از كعب و هندوستانى بودند . احوال اشرف اشرف با محمود از قندهار بيرون آمده بود . * مردى جنگ ديده و كار آزموده ( 146 ) بود ، محمود به او دستهء از سپاه ابواب جمع كرده ، به بعضى جاها تعيين نمود . عاقل و صاحب راى بود و شجاع و مدبر و خيرخواه مردم و متواضع و بسيار مهربان بود . از اين سبب نيز ، سپاه به او ميلى داشتند . در محل كل آباد ( كلون آباد ) طالب صلح بود . در دماغ محمود پادشاهى عجم افتاده ، اشرف چون رغبت صلح اظهار كرد ، محمود از او دلگير شد . اشرف از اين حال * آگاه گشته ، از خوف و هراستى خالى بود نبود در محاصرهء اصفهان كه در سراى شاهى آذوقه نبود ، اشرف اطلاع حاصل كرده ، شبى براى شاه هزار من آذوقه فرستاده ، مكتوبى نوشت و از شاه خزينه