كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )

80

سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )

اشرف بر جاى محمود نشسته ، او را مبارك باد گفتند و ندما و خدام و محافظان خاص او را كه قريب به پانصد نفر بودند ، * به قتل رسانيدند . شكل محمود ميانه بالا ، گندم گون ، كوچك چشم و ( 173 ) چشمهاى او دايم در حركت بود . عبوس چهره و قبيح المنظر ، سرخ ريش و كوتاه گردن . * به حدى كه گويا سرش به بدنش چسبيده بود . بسيار باضابطه و حكمش جارى و در حق دشمنان جبار و قهار بود . افاغنه را ترسانيده ، با خود به اطاعت آورده بود ، به حدى كه در شدت جنگ با او مخالفت نمىتوانستند كرد . اگر چه جود و كرمى نداشت ، اما از مال غنيمت ، سپاه خود را گران‌بار مىكرد و در پيش روى سپاه ، * خود راه مىافتاد و در حصول مطالب خويش اصرار داشت . كم مىخوابيد و اكثر اوقات بيدار بود . به عزت نفس و تن‌پرورى راغب نبود . هر چه از طعام حاضر بود ، مىخورد و در هر جا بود ، مى - خوابيد . با يك پيراهن در * باران راه مىرفت و به آن حال به اعدا هجوم مىكرد . در سوارى چابك بود . با غلامان سپاه به هر جا مىگشت و آنها را جستجو مىكرد . و در قصاص و تاديب كسى پيشش شفاعت نتوانست كرد . التماس كسى را قبول نمى - نمود و حكم ( 144 ) * شرعى را منقاد بود . به عيش و عشرت و شرب * راضى نبود . بعد از نكاح دختر شاه سلطان حسين به جاريه و غير آن رغبت ننمود . گفتند كه از او پسرى داشت ( كه ) در جلوس اشرف كشتند . بعضى گفتند : چشمش را ميل كشيدند و ليكن حقيقت آن * معلوم نشد . برادر محمود در قندهار به جاى محمود ، نشسته بود و او درويش نهاد بود . * سوداى سلطنت نداشت و در اطراف و اكناف قندهار ، * سپاهى كه به كار بيايد ، نداشت كه جمع كند و به اصفهان بيايد و جاى برادر خود طلب كند . اگر چه * از طرف هندوستان نمىتوانست « 1 » ،

--> ( 1 ) - مىتوانست صحيح است .