كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
51
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
هزار كس ، جمعيت كرده بودند . غرور كثرت لشگر در دل راه داده ، منتظر ورود افغان شدند . در ميان اردو به يكديگر مى * گفتند مشتى رجاله افغان كون برهنه از قندهار مسافت بعيده را راه كرده ، خود و اسباب كهنه شده ، اسب خسته شده و ما * همه تازه كار ، همچو پيل دمان و شير ژيان ، چه احتمال داد كه يك نفر افغان از دست ما خلاص شود . يكى در ميان آنها انشاء إله بر * زبان جارى نكرد و از خواست و تقدير و حول و * قوهء الهى سخن نمىراندند . خان حويزه « 5 » مىگفت ، محمود را زنده گرفته ، كشان كشان به خدمت شاه خود مىآورم . اگر نخواهد به قندهار ( 84 ) * گريزد و اگر خواهد گريزد ، عربى سواران ما به تعاقبش بپردازند و دستگيرش سازند و او را به هيچگونه خلاصى از دست ما ممكن نيست بدين گونه لاف گزاف بادپيمائى مىنمودند . آمدن محمود به حوالى اصفهان و جنگ كل آباد ( گلون آباد ) و شكست شاه قزلباش لشگر افغان بعد از چند روز وارد شده يك فرسنگ راه مسافت دور تر از اردوى قزلباش افتادند . سپاه قزلباش براى جنگ مشاوره كرده ، بالاخره قرار به جنگ رو برو دادند . صفها راست كرده ، در برابر يكديگر ايستاده . رستم خان قوللر آقاسى كه مرد شجاع و بهادر بود ، با چهارصد نفر از غلامان گرجى و باقى عمله درب خانه و على مردان خان با پانصد نفر هر كدام از طرفى و ساير سركردگان * و ميران حمله شيران قتال در اشتعال آمده ، سپاه قزلباش پاى جلادت افشرده ، يك طرف صف افاغنه را مضمحل و خان حويزه لشگر افغان را انهزام داده ، به اردوى ايشان ( 85 ) رسانيد . اردوى افغان را غارت كردند . قدرى از نقود محمود بردند . او مضطرب شده ، به قيد فرار افتاده ، نزد سرداران * يمين و شمال ، نصر اللّه خان و امان اللّه خان شتافته ، از آيات قرآنى و احاديث نبوى در جهاد خواند . و معنى آنها را بيان گردانيد . و نصيحت در اقدام جنگ بجاى آورد و آنها ثبات و دوام بر پاى سمند جهانپيماى خود نهاده ، در
--> عليه فتح على خان دست داشت و اكنون منصب او را اشغال كرده بود . ( 5 ) - خان حويزه ( والى عربستان ) در هنگام حملهء محمود افغان به اصفهان در سال 1135 / 1722 سيد عبد اللّه بود . نگاه كنيد به محمد محسن ( مستوفى ) : زبدة التواريخ ، ص 208 الف . و احمد كسروى : تاريخ پانصد ساله خوزستان ، ( تهران ، مطبعه ، 1312 ) ، ص 102 .