كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
40
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
كرده كه آمده با گرجيان و گرگينخان آمادهء كارزار باشند . چون گرگينخان بيرون رفت . افغان دو شق شده ، ايستاده بودند و او غافل در ميدان * ايستاده . افغان سوار ، به سلام آمدند ، چون نزديك رسيدند ، بحر زخار انتقام افاغنه به جوش آمده ، مانند سيل به طرف گرجيان انحدار يافتند . گرگين خان فرعون آسا در ميان غرقه طوفان بلا شده ، يك نفر از گرجيان بيرون رفت كه خبر به قندهار رسيد چون مقصود ( 60 ) افاغنه حاصل شد ، ميرويس ايشان را جمع آورده ، مصلحت كرد و پند داد و موعظه نمود كه بر نيت خود ثابت قدم باشند . افاغنه او را دعا كردند . ميرويس به ايشان گفت كه اكنون معلوم شما باشد ، كه فرمان اعتماد الدوله در باب گرگينخان اصل نداشت و ساخته بود و اين كارى كه شد ، * از غيرت ديندارى ناشى گرديد . من مجبور و مضطر شدم كه اين كار كردم . مضى ما مضى حالا بايد يك دل و يك جهة باشيم و جان و مال و عرض خود را در راه دين * محمدى بگذاريم چون به پادشاه عجم عصيان ظاهر كرديم و ياغى شديم ، لا محاله در قيد اخذ انتقام برمىآيد و تدارك لشگر مىكند و اگر العياذ باللّه بر ما غالب كرد ، همهء ما را از شمشير مىگذارند ، اهل و عيال ما را اسير مىكند . افاغنه * چون اين كلمات شنيدند از اقدام اين كار پشيمان شدند و گفتند پادشاه عجم صاحب دولت و در جنب ( 61 ) آنها چند طايفه رعيت چگونه با پادشاه طاقت مقاومت داريم و از پنجهء مهر آنها خلاصى توانيم يافت . ميرويس دانا و عاقل بود در برابر آنها خواندن گرفت كه كم فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن اللّه . بعضى اطمينان يافته و * برخى را تشويق در خاطرها ماند و تعهد كرد كه ما از پادشاه روبرگردان نمىشويم و سردار * گرگين خان است . ميرويس گفت آنها واجب القتلند زيرا كه دست تعدى به زنان و عيال ما دراز كرده ، صحابه پيغمبر را روبروى ما دشنام دادند . اين فتاوى علماى حجاز است كه براى شما گرفته آوردهام ، و پيش از اين هم فتاوى از علماى هند و ماوراء النهر گرفته در دست دارم . چون افاغنه فتاوى را مشاهده كردند ، ايشان را غيرت دست داده ، دل به جهاد و قتال نهادند و ميرويس با افاغنه سوار شده و * غفله داخل قلعهء قندهار شده ، داروغه و ضابطان و گرجيان ( 62 ) گرگينخان را گرفته و به قتل رسانيدند « 1 »
--> ( 1 ) - در متون تاريخى ، نحوهء كشته شدن گرگين ، متفاوت ذكر شده است . به طور مثال مرعشى صفوى در مجمع التواريخ ص 6 و بعد مىنويسد كه گرگين در نيمه شبى در قندهار به قتل رسيد .