كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )

41

سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )

و برج و باره قلعه را به كسان خود مستحكم گردانيد و با افاغنه نشسته ، مشورت نمود كه بايد به پادشاه هند متوسل شده و به رفقا و هندوستانى و پادشاه و بزرگان هندوستان مكتوبات و عريضه نوشت و از كار و كردار خود خبر داد و درخواست نمود كه هر گاه از طرف پادشاه ايران بر سر ما لشگر آيد و از مدافعه عا * جز آئيم و مدد از پادشاه هند در كار افتد ، هندوستانى ما را * مهما امكن ( ايشان را ) مدد نمايند و اگر به هيچ حال طاقت * مقاومت نياوريم ، جميع طوايف افغان كوچيده و رو * به هندوستان آورند . پادشاه هند از مطلب آنها آگاه گشته ، فرستادهء آنها را مقضى المرام برگردانيد . ميرويس در حكومت قندهار استقلال يافته ، عرايض حيله‌آميزى به اعتماد الدوله و پادشاه در قلم آورد ، به اين مضمون كه افاغنه از بد سلوكى * گرگين‌خان تنگ آمده ، او را با گرجيان * به قتل رسانيدند . ( 63 ) عشرت كنان در فصل فائيز به قندهار رسيد و راهها را سوخته و آذوقه و علوفه ناياب ديد . چون زمستان در پيش بود . سپاه قزلباش را احوال ديگرگون شده ، * به راهى ماندن و نه پاى رفتن . قزلباش بالغروره از سر قندهار كوچ كردند . خسروخان « 1 » با شش هزار نفر سپاه گرجستان را برگرفته ، عقب اردو را پيش انداخته و عباس قلى بيك از اردو جدا شده ، به قلعهء قندهار رفت . ميرويس فى * الحال سوار شده ، سپاه خود را جمع آورده ، هشتصد نفر شتر كرد و زنبورك و توپ بر آنها بار كرده ، از عقب سپاه قزلباش درآمده با خسروخان جنگ در پيوست . خسروخان كشته شد . پانصد نفر گرجى چابك سوار * از معركه جسته ، راه فرار پيش گرفته ، باقى طعمهء شمشير آبدار شدند . اساس و تدارك اردو را * بالكليه متصرف شده به قلعه درآمدند . افاغنه پى پانصد نفر گرجى افتادند . گرجيان مرگ خود را ( به ) معاينه در آينه صيقلى شمشير ( 64 ) ديده متفقا به افغان حمله كردند . افغان دو دسته شده ، كوچه دادند . گرجيان راه فرار ديده به اتفاق روى به راه نهادند . افاغنه ايشان را * تعاقب ننموده برگشتند . غنايم اردو را جمع كرده ، به نعمت و دولت عظيم پيوستند . بعد از آن ميرويس خذلان مآب هفت سال زنده بود . هر سال سپاهى از قزلباش بر سر او رفته ، * مغلوب مىشدند . چون ميرويس هفت سال حكومت قندهار كرده ، بر بستر

--> ( 1 ) - مراد از خسروخان ، كيخسرو برادر زاده گرگين و داروغه وقت اصفهان بود كه جهت گرفتن انتقام گرگين عازم جنگ با افغان‌ها شد و سرانجام نيز كشته شد . شرحى از اين برخورد را مرعشى صفوى در مجمع التواريخ ، ص 9 آورده است .