كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
39
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
او جمعيت كنند و پادشاه روس خود بنفسه حركت كند و به * مفاد الكفر لمه واحده ، ساير ارامنه نيز به او ملحق شوند * و تدارك اين فساد عظيم مشكل شود . و در ميان ارامنه اطراف نيز تجار متمولين بسيارند به خزينه ( 57 ) و مرد مدد پادشاه روس كنند و رفع اين غائله ممكن نگردد . گرگين خان در قندهار خبر يابد و افاغنه را بر سر خود جمع آورده و به ايشان خزينه و مال دهد و به پادشاه هند متفق گردد و بندهء شما از آن رانده شدهام ، ديگر كسى اطفاى نايرهء فساد آنها نتواند كرد . الحاصل ميرويس در ميان تقرير صواب ديد عرض حال خود را نيز چنان كه بايد و شايد ، نيكو سخنى از رفتن خود به قندهار در ميان به عرض رسانيد . و * گفت : اين بنده چنين صلاح مىداند كه ايلچى را * رخصت ، ( وره ) ارزانى و روا داريد . امراء و وزراء تقريرات او را يكان يكان به شاه عرض كردند و رأى او را پسنديدند و به قندهار مرخص فرمودند . اعتماد الدوله كاغذ داد كه اگر گرگينخان به تو بدى كند ، به دربار پادشاهى عرض كنى و ديوان بيگى به عمّ خود نوشت كه ميرويس منظور نظر پادشاهى است . به او محبت و مهربانى به جاى آر . پادشاه ( 58 ) ميرويس را به قندهار فرستاد . القصه ميرويس * از زندان و گوشهء غم چون تيرى كه از شست برود ، برجسته ، خود را به قندهار رسانيد . ايلچى روس را به دربار طلبيدند . پس از چندى او را مقضى المرام روانه مملكت روس كردند . ميرويس چون به قندهار رسيد ، افاغنه را بر سر خود جمع آورده ، و گرگينخان در انعام و اكرام او اهتمام نموده ، بعد از آمد و رفت و ديد و بازديد آشنايان و عشاير و قبايل و وجوه ناس و اصدقاى قديم * نزد او آمدند ، به ايشان محبتهاى محرمانه داشته ، بزرگان قبايل بلوچ نزد او آمده ، در اتفاق ثابت القدم و سر و جان در راه او نهادند و همه افاغنه و بلوچ قرآن در ميان آورده ، قسم ياد نمودند . * به اين مضمون ، مكتوبى هم از اعتماد الدوله ابراز كرده ، هميشه در پيش نظر نهادند و مضمون آن را از بر كنند و فرصت غنيمت دانسته ، ظلم و جور روافض و ( 59 ) گرجيان را ياد آوردند و افغان شيعه تعدياتى كه به اهل و عيال آنها كرده ، تعداد نمايند و * غيرت اسلام در خاطر افكند . پس ميرويس بناى افساد نهاده ، جمعى از افاغنه را برانگيخت ، آمده به گرگينخان شكايت كردند كه جماعت * بلوچ آمده ، أبّه و مواشى ما را غارت كردند گرگينخان در صدد تنبيه برآمده ، با گرجيان سوار شد . ميرويس در خفيه ، بلوچيه را خبردار