كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
35
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
پادشاه را همين كه چنين كافرى جاهلى نادان نحس نجس كه سپاهش نيز با خود هم مذهب است ، به مسلمانان والى ساخته ( است ) و در سرحد چنان و سر سديدى * بدينگونه حرمان ، چنان نصب و تعيين فرموده و تسلى زياده از حد داده ، محض سوء تدبير و از طرز و طور عقل بديع بعيد است و حاصل اين جز ندامت و * مآل اين كار غير ذهاب دولت نيست ، اعتماد الدوله كه با ديوان بيگى ( 48 ) * نقض و معادات داشت ، اين كلمات بگفت . ميرويس از او فوق الغايه ممنون گشت ، ميرويس امناء درب خانه را ، دل به دست آورده بود ، در خدمت * شاه مغاصب و معاند متفق اللفظ به صلاح و سداد و تقوى و فلاح او شهادت دادند و گفتند معاضات گرگين خان در حق او محض اغراض فاسده است . بنابراين پادشاه از جرايم او گذشته ، با او دل خوش كرد . ميرويس * از اين حال خوشوقت شد ، ليكن دلش از اندوه و وحشت * خالى نبود . رفتن ميرويس به زيارت مكه و فتوى حاصل كردن ميرويس بالضروره از شاه رخصت سفر حجاز گرفته ، روانه شد و در مدينه و مكه به علماء و مجتهدين آنجا ، هدايا داده * سرايتان ( - سرانبان ) مسائل نزد ايشان باز كرد و چنين گفت كه علماء اعلام درين باب چى مىگويند ، ما در نهايت شرقى ايران متصل به ملك ( 49 ) هندوستان مسكن داريم و در اصل سنى سنوى پاك اعتقاديم . جمعى كثير از اقوام و عشاير به ما متعلق است . مدتى است كه از * شاهان عجم كه از روافض و * دشمن صحابه مىباشد ، بما مسلط شدهاند و ما رعيت ايشان شدهايم . تعدى و بىحسابى به ما مىكنند . در پيش حم ( - چشم ) ما صحابه سهگانه را از چهار يار * لعن و سب مىنمايند و دشنام آشكارا مىدهند نيز گرجى و كافرند ، بر ما گماشته ، ما را به * انواع بلا و مصائب داشته و آنها را محافظ ناميدهاند ، به ما تعيين كرده ، به چندين امور خلاف شرع مرتكب مىشوند و جور و جفا مىكنند و دست به عرض و ناموس ما دراز دارند ، هيچ گونه ترحم و فتوت بر ما نمىآورند و اولاد ما را به طريق غصب و سرقت از ما ربوده ، به گرجستان مىفرستند و در آنجا مىفروشند و زنان ما را روافض جبرا قهرا ( 50 ) تزويج مىكنند . اگر ما عاجزان را غيرت دين دست دهد شرعا جايز است كه ما شمشير به روى آنها بكشيم و هر جا كه آنها را بهبينيم ، بكشيم و با صف بسته با ايشان مقابله نمائيم و اگر * مقابله كنيم اطلاق لفظ