كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )

27

سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )

هند مخلوط شدند و الفت و مؤانست پيدا كرده ، همگى مسلمان شدند . يعنى سنى شدند و در طبع ايشان غارت و تاراج غلبه دارد و چون محلشان سرحد است ، * همه جنگ‌آور شدند . احوال و عادات افغان جنگ و قتال عادت معتاد افغان است و در ميان ايشان سر كرده و ضابط بسيار باشد . در وقت جنگ به ضابطه و نظام ، صفها مىبندند ، به زبان خورستان نسق‌چى و پهلوان دارند . وقتى كه تمام آنها گرم جنگ و كارزار مىشوند و سركرده و ضابطشان به عقب آمده ، نظاره لشگر و صفوف خود مىكنند ، كسى از دشمن نمىتواند ، روى بگرداند . نسق‌چى در عقب گذاشته‌اند . هر كه از جنگ روى گرداند ، بىامان به قتلش پردازند . سياح گويد در محاصرهء اصفهان ، وقتى [ 28 ] كه افغان جنگ با عجم مىكرد ، من در نزديكى پل عباس آباد تماشاى جنگ مىكردم « 1 » ، يكى از افاغنه را ديدم كه دست راستش را افكنده بودند ، به عقب صف آمد ، محافضا صف و نسق‌چى و ظابطه به مظنهء اينكه از جنگ گريخته است ، مىخواستند او را بكشند ، دست افتادهء خود را نمود ، باز راضى به برگشتن او نشدند . گفتند كه اى نابكار ، اگر دست تو در كارزار افتاد ، مىبايست * با دست چپ جنگ ( كنى ) ، و اگر دست چپ افتاد ، بايد به دهن جنگ كنى و آب دهن بر روى دشمن اندازى ، تا از خداى خود به مزد بزرگ برسى . اين گفتند و او را به معركهء جنگ راندند . ضابطان لشگر ماذون نيستند ، كشتگان معركه را دفن نمايند ، بايد كه جسد ايشان در ميدان افتاده باشد . اگر شمشير و خشت و كمان و يا تفنگ و غير اسلحه ايشان به زمين افتد : براى برداشتن آن [ 29 ] از اسب به زمين نمىآيند ، از بسكه در روى اسب چابك مىباشند ، از روى اسب خم شده ، از زمين برمىدارند . تفنگ اندازى نيز مىدانستند ، چون به اصفهان آمدند ، برهنه و عريان بودند و چون بدستشان مال بسيار افتاد ، به

--> ( 1 ) - پل عباس آباد كه به پل مرنان ( به نام دهكده ماريانان ) اطلاق مىشود ، نزديكترين پل به محل استقرار سپاهيان افغان در وقايع محاصره اصفهان بود . علاوه بر آن استحكام پل عباس آباد از ديگر پل‌ها كمتر بود .