آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

94

سفرنامه كازاما ( فارسى )

خود ضيافت‌هاى بسيار مجلل مىداد . از چهار پسرش ، بزرگترين آنها كشته شد ، دومى از بيمارى مرد ، و دو پسر ديگر را ( به فرمان پدر ) چشم كندند . پس ، وارثى براى تخت‌وتاج نماند ، و شاه عباس در پيرى ، دستخوش رنج و درد و اندوه شد و در شصت سالگىاش « 1 » در كاخ شاهى در مازندران درگذشت . اين ( چنين رفتار با خويشان نزديك ) فقط خصلت شاه عباس نبود . در اين كشور كه دربار هميشه مركز توطئه بوده است ، تاريخ حكايات مكرر دارد كه چون شاهزاده‌اى باليده و رشيد و قوى شده ، ملازمان شرير او را از راه به در برده و خواسته‌اند كه به اين واسطه بر تخت‌وتاج دست يابند . رفتار شاه عباس را محض سنگدلى نمىتوان شمرد . به هر تقدير ، به اين مايه كه چهل‌وپنج سال فرمانروايى شكوهمندش فرهنگ ايران را تعالى داد و جلوتر از عصر و زمان مىرفت و ايران را به راه رونق برد ، شاه عباس پادشاه خردمند و نيكى است كه ايران مىتواند به او ببالد . يكى از مورخان گفته است كه چنين شخصيتى نمىبايست فقط به انگيزهء طبيعت بىرحم و روح سركش خود چنان فاجعهء خونين خانوادگى را در يادها نهاده باشد ( و كشتن نزديكانش علتى ديگر داشته است ) . شاردن ، سياح معروف كه در آن روزگار در ايران سفر كرد گفته است كه با درگذشت اين پادشاه بزرگ ، دورهء ترقى و رونق ايران نيز سرآمد . شيراز 500 كيلومتر كه از اصفهان به سوى جنوب برويم ، به شيراز ، پايتخت سلسلهء زند ، مىرسيم . اصفهان و شيراز را يك « شاهراه » به هم مىپيوندد ، كه از سده‌هاى ميانه وجود داشته است . هم اتومبيل‌هاى عصر ماشين و هم شترهاى كاروان ، راهى را كه كار عظيم شاه عباس است مىپيمايند و پيش مىروند . هواپيمايى كه بر آن نشسته

--> ( 1 ) . كازاما هفتاد نوشته است اما شاه عباس به حساب تاريخ قمرى شصت سال عمر كرد . ( 978 تا 1038 ه . / 1571 تا 1629 م . )