آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
95
سفرنامه كازاما ( فارسى )
بودم فاصلهء اصفهان تا شيراز را دو ساعت و نيمه رفت ، و نزديك ظهر به شيراز رسيد . پيش از رسيدن به شيراز ، از پنجرهء هواپيما درياچهء آب شور « 1 » همچون لكهاى سياه به چشم آمد . هواپيما كه به زمين نزديك شد ، دانستم كه اينجا آب شور است . هواپيما ، بالاى اين آب دو سه بار چرخ زد ، و در فرودگاه پايين آمد . سرلشكر ( حبيب الله ) شيبانى استاندار و حاكم نظامى فارس « 2 » و بهبهانى ، بازرگان ، به پيشبازم به فرودگاه آمده بودند . آنها با مهر بسيار خوشامد گفتند ، و هركدام خواهش كردند كه مهمان آنها باشم ( و پيششان منزل كنم ) . در ايران چون سفر دور و گذراندن شب در جاى ديگر ( جز خانهء خود ) با كمبود مهمانخانه و تأسيسات عمومى راحت نيست ، معمول است كه مسافر در خانهء آشنايى بماند . در اينجا بايد يادآور بشوم كه ورود بيگانه به اندرون ممنوع است ( و ميهمان در بيرونى خانه مىماند ) . ايالت فارس هميشه دستخوش شورش و سركشى ايل قشقايى بود . پس سرلشكر شيبانى مأموريت ويژه يافت و حاكم نظامى ( فارس ) شد . و در اندك زمانى قشقايىها را سركوب كرد . او امير لشكرى با فرهنگ و تحصيلكردهء فرانسه بود ، سابقهء وزارت داشت ، و از نظاميان كاردان و صاحب اعتبار بود . اما بر اثر دسيسه و اتهام رقباى خود هدف سوءظن و دچار غضب رضا شاه شد و به بند افتاد ، و گويا در
--> ( 1 ) . كازاما « درياچه شور » نوشته است ، اما درياچهاى به اين نام نزديك شيراز نيست ، مگر اينكه يكى از درياچههاى نزديك شيراز ، مانند مهارلو ، مراد باشد . اما رود شور « روديست در فارس كه از كوههاى داراب سرچشمه مىگيرد و شعب كوچك متعدد دارد ، و در بعض نقاط در شنزارها فرورود و از نقطهء ديگر مجددا بيرون آيد و سرانجام در شمال قشم تشكيل مصبّى دهد و به خليج فارس ريزد » ( معين ، اعلام ) ( 2 ) . گلشائيان نوشته است كه در زمان حكومت رضا شاه « چهار استاندار داشتيم : استاندار خراسان ، استاندار فارس ، استاندار كرمان ، استاندار آذربايجان . شهرهاى بزرگ مثل اصفهان - اهواز - رشت - سارى - كرمانشاهان - همدان - سنندج - فرماندار كل داشت ، بقيهء شهرهاى كشور فرماندار . » ( خاطرات ، ص . 47 - 546 )