آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
70
سفرنامه كازاما ( فارسى )
كه اينجا و آنجا با زنجيرهاى از چاهها به هم وصل شده و دهانهء اينها به بالاى لانهء مورچه مانند بود ، هواپيما از غرب شهر كاشان رد شد . شهر كاشان براى قالىهاى دستباف و كاشىهاى ممتازش مشهور است . در ميان اين ساختههاى سفالى ، ظروف بسيار مىبينيم كه طرح آن از چين گرفته شده است ، و در نظر اول ساخت چين مىنمايد . ايرانيان اين ظرفها را « بدل چينى » ( يا ، چينى بدل ) مىگويند . نزديك به همه ساختههاى سفالى ديگر با نقش و نماى چينى كه در خانههاى ايرانى هست ، بدل چينى است . از كاشان تا اصفهان در جاهايى از بالاى ستيغ تند كوهها گذشتيم . گاه اينجا و آنجا در ميان تپه و ماهور ، دهكدههاى محقّر به چشم مىخورد . هرچند كه اين بلندىها را كوه مىنامند ، اما بيشتر اينها ، ارتفاعات برهنه است ، كه بر آن از هواپيما هيچ گياه و سبزه نمىتوان ديد . « 1 » هر بار در پروازمان از فراز كوه ، هواپيما در چاه هوايى مىافتاد ، و به ناگاه اختيار هدايت آن از دست خلبان به در مىرفت . ديرى نگذشت كه هواپيما به آرامى به بالاى اصفهان رسيد . در فرودگاه ، آقاى بهرامى استاندار اصفهان ، چند تن از بازرگانان كه با آنها آشنايى داشتم ، و شمارى از اعيان و معتبران كه آن بازرگانان ، آنها را معرفى كردند به پيشبازم آمده بودند . هركس تعارف و اصرار مىكرد كه در خانهء او منزل كنم . اما چون اين شهر مهمانخانهاى دارد به نام « هتل امريكا » كه با همهء سادگيش براى ماندن خوب است ، با تشكر از مهربانى آشنايان از ( راننده ) ماشين خواستم كه به آنجا برود . اصفهان ميان ايرانيان ، سخنى بر زبانها است كه مىگويد « اصفهان نصف جهان است » . پرتو
--> ( 1 ) . كوه در تصور ژاپنىها جايى پردرخت و سبزه است .