آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

57

سفرنامه كازاما ( فارسى )

اقامت و تجربه‌ام در ايران ، مىتوانم بگويم كه اين خصوصيت برجسته را فقط در اعليحضرت ( رضا شاه ) مىشد يافت . آقاى ن . كه به نمايندگى ژاپن در ايران مأمور بود ، پنج روز پس از رسيدنم به ايران در اينجا درگذشته بود . اعليحضرت مرگ او را تسليت گفت و كمى در اين باره گفت‌وگو شد . سپس دست بزرگش را دراز كرد و با من دست داد ، و به آرامى تالار را ترك گفت . قامت او از پشت‌سر متناسب و ورزيده ، شكوهمند و باوقار مىنمود . كفش‌هاى او . . . بيصدا از روى قالى نرم و نفيس گذشت و از نظر ناپديد شد . نخستين باريابيم نزد رضا شاه فقط حدود سى دقيقه طول كشيد ، اما اين ديدار اثر بسيار عميقى در من گذاشته است . پس از آن در مقرّ وليعهد ، در همان كاخ گلستان ، دفتر سلام و عرض احترام را امضا كردم . نسبت به ساير اعضاى خاندان سلطنت نيز به همين شيوه ، احترام به جا آوردم . چون ايران از عهد باستان كشورى بوده است با سيصد گونه آداب و سه هزار گونه « 1 » مراسم دقيق تشريفاتى ، پادشاه آن عنوان افتخارى بلندى دارد كه‌هوشوجى نيوءدوء كامپاكو دايجو دايجين « 2 » هم تاب ايستادن در برابر آن ندارد . در متن ميثاق مودّت ميان ايران و آلمان ، امضا شده در سال 1873 ، از قيصر آلمان « به نام خداوند رحمان ، امپراتور آلمان » ياد شده ، كه عنوانى است بسيار ساده ؛ اما شاه ايران « اعليحضرت خورشيد لوا ، قدسى و قدّوسى القاب ، سلطان مالك الرقاب ، شاهنشاه ايران » « 3 » خوانده شده است . اسناد ديگر نيز كه با دولت‌هاى خارجى امضا

--> ( 1 ) . سيصدوسه هزار اصطلاح ژاپنى براى نمودن اغراق‌گونه كثرت است . در فارسى ، « يكصد جور » و « هزار گونه » مىگوييم . ( 2 ) . مقامى در دستگاه حكومت ژاپن پيش از دوره تجدّد ( يا « نهضت بازگشت قدرت به امپراتور ميجى » ، سال 1968 ) كه ، مانند صدراعظم تام الاختيار ، همه‌كارهء مملكت بود . كازاما با اين تشبيه شايد كه به زبان ديپلماسى از انحصار قدرت در دست رضا شاه انتقاد كرده است . ( 3 ) . اين عبارت به ترجمه از متن ژاپنى آورده شد ، چون مترجم به متن اصلى عهدنامهء ياد شده دسترسى ندارد .