آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
37
سفرنامه كازاما ( فارسى )
اسب ، و « باجى » كه به زن رختشوى مىگويند ، و غير اينها . سرنوكرى كه داشتيم خانه را هيچ خوب تميز نمىكرد ، اما ذوق و سليقهاى بسيار ستودنى داشت ؛ و در آراستن ميز براى مهمانى ، با تركيب گلبرگها و برگها و جوانهها ، تند و استادانه ، طرح و نمايى عالى مىساخت . اين ذوق و حسّ زيبايىشناسى از هزاران سال پيش با جان و دل مردم ايران سرشته شده است . نمود آن را در طرح قالىها و ديگر ساختههاى اين سرزمين مىيابيم ، كه نمونههايى از آن از سدههاى ميانه در مينياتور و ديگر آثار هنرى باز مانده است . پس از آن ( و به جاى نوكر ايرانى مسلمان ) سر پيشخدمت ارمنى استخدام كردم ، و از او خواستم كه در همين كار ( گل آراستن روى ميز ) طبعآزمايى بكند . اما ، با همهء تلاشم ، سرانجام دريافتم كه ذوق و مهارتش هيچ به پاى ايرانى « 1 » ( مسلمان ) نمىرسد . خوب احساس كردم كه اگرچه آنها از چند هزار سال پيش در سرزمينى مشترك زندگى مىكردهاند ، براى تفاوت جوهر و خصوصيات قومىشان اين تلاشم به جايى نمىرسد . پس از اينكه با ايرانىها معاشرت يافتم و به دقايق زندگى خانوادگىشان آگاه شدم ، در بسيارى چيزها خصوصيات مشترك آسيايى در آنها ديدم ؛ چندان كه گاه فراموش مىكردم كه در جايى آن همه دور از ژاپن هستم . به خصوص ، خوب نمايان بود كه بيان افكار و احساس نه فقط با زبان و سخن بلكه با هنر خط و خوشنويسى هم انجام مىشود . چنان كه در ژاپن قديم ، در ادارهها و جاهاى ديگر كسانى هستند كه كارشان فقط خوشنويسى است و از اين راه درآمد زياد دارند . در دربار كنونى هم كاتبان و خوشنويسان چيرهدست هستند . فرمان انتصاب به مقامها ، همچنين
--> ( 1 ) . ژاپنىها از هنگامى كه پايشان به ايران باز شد بر اثر القاى ديگران و پيشداورىهاى متأثّر از منابع آموزشى خود ، حساب ارامنه و پيروان ساير اديان را از ايرانيان مسلمان جدا مىكردهاند ، و هنوز كموبيش بر اين تصور و تبعيضاند .