آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
218
سفرنامه كازاما ( فارسى )
چنان كه عشاير در افسانههاى ژرمن ، همه بزرگتر از خود را حرمت مىگذارند و از رئيس ايل اطاعت مىكنند . جز اين ملاحظه و فرمانبردارى ، از زندگى آزاد ( و بىقيد و بند ) برخوردارند . با اين همه ، در ميان عشيره و طايفه حسد و رقابت ، جنگ ، و درگيرى شديد هست . آزادى زنان ايل هم معمولا بيش از جماعات ديگر مسلمان ( آبادىنشين ) است . اين مردم زندگى تقريبا طبيعى و سالم دارند ، و سطح اخلاقيات هم ميانشان بسيار بالا است . ما براى كوهپيمايى به نواحى ( رود ) لار ( يا نواحى لاريجان ) مىرفتيم . اينجا نزديك كوهپايهء فوجى ايران ( - دماوند ) است . ايلياتىها در تابستان براى چراندن گوسفندهاشان به اينجا مىآيند ، و در زمستان كه سرما و برف آغاز مىشود به مراتع شرق و جنوب تهران برمىگردند . اين كوچنشينها مقررات شديد ميان خود دارند ، و به قولشان سخت پاىبندند . در زندگى كوچنشينى هر طايفه و عشيره حق ديگران را به اندازه رعايت مىكند ، و هر سال دقيقا از همان مسير و به همانجا كه هميشه مىرفتند مىروند و چادر مىزنند . طوايف بر سر جاى چادر و مرتع هرگز با هم درگير نمىشوند . هر شب گوسفندهاشان را ( كه از چرا برگشتهاند ) مىشمارند ، و سر هر ماه مأمورى كه محصل ماليات است مىآيد و براى هر يك گوسفند چهار شاهى ( حق علفچر ) مىگيرد . در اين نواحى ، كه براى گردش و كوهپيمايى مىرفتيم ، مىتوانستيم از رود لار قزل آلاى خالدار بگيريم . در مدت گردشهاى تابستانىمان هربار ماهى مىگرفتيم و هميشه قزلآلاى تازه و خوشمزه مىخورديم . هر عشيره فرشهايى كه نشان خاصى دارد مىبافد ، و با يك نگاه به فرش يا قالى مىتوان گفت كه آن را كدام عشيره درست كرده و بافندهء آن اهل كدام مذهب اسلامى ( شيعه يا سنى ) است . در نواحى كمباران در هواى باز هم فرش مىبافند . نشانى ( از نام و نقش ، يا علامت سازنده ) كه عشاير بر فرشهاى خود مىبافند ، از