آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
205
سفرنامه كازاما ( فارسى )
باريك مانندست از بافتههاى زيبا است كه زنان ايران قديم گونهاى پاى جامه از آن مىساختند . منسوج محكم اگر چند صد سال هم بر آن گذشته و غبار و تهرنگى همچون خاكستر بر آن پديد آمده و رنگهاى گوناگون در آن به توازن و هماهنگى رسيده باشد ، همچون سبزهزارى پوشيده از گلهاى پاييزى دلانگيز است . اما امروزه ديگر جامهء سوزندوزىشده نمىپوشند ، و فن سوزندوزى هم كمكم رو به انحطاط رفته است . در قديم خانمهاى خانه كه از اندرون بيرون نمىرفتند با كاربردن و ابداع فنهاى بسيار به گلدوزى سرگرم مىشدند . نيز ، از كار سخت و هنرمندانهء خانمها كه فن آن در روزگار ما تقريبا از ميان رفته گلدوزىاى است با نخ ابريشم سفيد روى جا نماز يا تنپوشى كه بيرون خانه در بر مىكردند . امروزه نمونههايى از آن مانده ، كه به گلدوزى و سوزندوزى كرمانى و كشميرى معروف است . اين فن را بيشتر روى ماهوت از پشم و ابريشم كار مىكنند ، و ازين ساخته شال ( و سفره ) يا پرده مىسازند . نقش اين شال و سوزندوزيها مانند نگاره " برگريزان " در اصطلاح راهبان بودايى يا همان ترنج در سنّت هنرى ايران است كه نمونهاى است از سرو ، كه نشان " جاودانگى " است . زمينهء اين بافتهها سرخ يا سفيد است ، با طرحهايى به رنگهاى ملايم و نقش و نگار دوخته شده بر حاشيهء آن . بر روى هم ، نقش و نماى اين كارها اثر چشمانداز دشت بهارى پرگلى را دارد كه دستهاى منظم از پرندگان بالاى آن در پروازند . ساخت هنرى اين منسوج و پارچههاى گلدوزى و سوزندوزى شده رفته رفته كمتر مىشود ، بهويژه كه تازگيها مواد صنعتى در تركيب رنگها به كار مىبرند ، كه در برابر آفتاب يا الكل ناپايدار است . روزگارى بود كه گلدوزى و سوزندوزى نفيس ايران كه نخ طلا و نقره در آن كار شده بود بر آثار اروپاى قرون وسطى برترى داشت . امروزه كار گلدوزى كه روح و رايحهء هنرى آن غنى باشد بسى كمياب شده ، چندان كه در گنجينهء سلطنتى ( ايران ) هم جز اندكى ازين نمونهها نمانده است . در اين ساختهها نقشهاى زيبا و ظريف