آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

164

سفرنامه كازاما ( فارسى )

يزيد كه بر ( امام ) حسين پيروز شد ، مرد بدعهد اهل كوفه ، عبد الرحمن بن زياد ، سراپا سرخ پوشيده است . ابن زياد حتى چترش هم سرخ است . عمر بن سعد و لشكريانش هم جامهء سرخ دربر دارند . ( در ميان آنها ) فقط دو طفل‌اند كه سبز پوشيده و آنها را با طناب سرخ بسته‌اند و مىبرند . « 1 » اين نشان مىدهد كه در آن وقت فرزندان ياران ( امام ) حسين آزار مىديدند و آنان را به اسيرى مىبردند . اين طفلان كه شيون‌كنان مىروند قاپوق « 2 » بر دوش دارند . اين قاپوق سه‌گوشه و از چوب درست شده است . در پايان اين كاروان دستهء بنى اميّه مىرود ، و در آن ميان « فرنگى » يعنى مردى پيرو آيين مسيح هست . برابر داستانهاى شيعى ، يكى از فرنگيان مسيحى با ( امام ) حسين همدلى داشت و سرانجام هم به لشكر حسين پيوست و در ميان ياران و در سوى او جنگيد . اين پيرو دين عيسى كلاهى همچون كلاه‌خود بر سر دارد ، لباس ( رزم ) همسان ديگران پوشيده ، عينك بر چشم و دستكش بر دست دارد و بر اسب نشسته است . در كنار و همپاى كاروان اسيران ، رزمندگان بدوى مىروند . بدينسان و در ميان انبوه مردم ، دستهء عزاداران و شبيه نشاندهندگان محرم راه مىپيمايند . تعزيه ؛ نمايش مذهبى بيشتر نمايش‌هاى مذهبى در ايران از تعزيه‌دارى يا سوگوارى شيعى ( براى اهل بيت پيامبر ) منشأ گرفته ، و از اين رو « تعزيه » خوانده شده است . برابر افسانه‌هاى ايرانيان ، اخلاف امام حسين ، كه از مردم عربستان بود ، از ساسانيان كه خاندان پادشاهى ايران پيش از اسلام است نسب دارند . اين شبيه به

--> ( 1 ) . اشاره است به دو طفلان مسلم . ( 2 ) . به ژاپنى « كوبيكاسه » ؛ چارچوبى كه چند سوراخ داشت و سر و دستهاى گناهكاران را در آن سوراخ‌ها نگاه مىداشتند .