آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
163
سفرنامه كازاما ( فارسى )
مىگويند ، و دسته باز به راه مىافتد و رفتهرفته قدمهايشان تند مىشود ، و هربار در پيش رفتن و ايستادن باهم دم مىگيرند ؛ و چكاچك شمشيرها كه به هم مىزنند طنين ترسآور دارد . در دههء عزادارى محرم ، روز دهم است كه نمايش مىدهند و شبيه مىگردانند ، اما راهپيمايى ( و سينه و زنجيرزنى ) تقريبا هر روز برگزار مىشود ، و سرانجام شامگاه روز دهم « 1 » براى شيعيان علوى به خصوص شبى پرقدر است . در اين شب ، دستههاى عزادار چيزهايى را كه شبيه پيكر حسين و تابوت عباس ساختهاند بر دوش مىبرند . بينندگان همه اشك مىريزند ، و ماتم زدهاند . گاهى از كنار اين نعشها دست يا پاى شبيه را مىتوان ديد ، اما البته سر مردى كه شبيه نعش شده با دقت پوشانده شده است و ديده نمىشود . دو كبوتر با زنجير به نعش ( امام ) حسين بسته شده است كه آن را پاسدارى مىكنند ، و بال اين كبوترها هم به خون آغشته است . دخترى جوان كه گويا دختر ( امام ) حسين است بر كجاوه نشسته و بر سر و مويش خس و خاك ريخته است . همچنانكه دستهء شبيه ( شهدا و كاروان اسرا ) پيش مىرود ، مردمى كه به نظاره ايستادهاند دستها را به سوى جنازهها باز مىكنند و مىگريند . يك شبيه كه به جاى شمر بازى مىكند با چند جلّاد سرخپوش پيرامون و محافظ اسيرانند . آنها به هيأت ملاهاى اريخا « 2 » ، چنان كه در تصوير پيداست ، در سازى كه به شاكوهاچى ( نىلبك ژاپنى ) مانند است مىدمند و پيش مىروند . آواى اين سازهاى عزا ، با صدا و همهمهء شهر درهم مىشود و جهان علوى را تكان مىدهد . سر اسب ( حامل شبيه نعش شهدا ) را با پر طاووس زينت دادهاند . سردار لشكر
--> ( 1 ) . در متن اصلى ، « هشتم » نوشته است . ( 2 ) . اريها يا اريحه ، كه Jericho هم خوانده مىشود ؛ شهر قديم فلسطين ، واقع در 23 كيلومترى بيت المقدس » ( معين بخش اعلام ) اكنون جايى است در اردن و آنجا آثار تاريخى هست يادگار پنج هزار سال پيش از ميلاد .