آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

161

سفرنامه كازاما ( فارسى )

تعزيه‌دارى محرّم به راه افتادن دسته‌هاى عزادارى هنوز هم تقويم معمول در ايران ماهى به نام محرم دارد كه از روز يكم تا دهم آن مراسم باشكوهى برگزار مىشود . عزادارى كه براى على ( ع ) و امام حسين ( ع ) در آخرين روز اين دهه برپا مىشود از همهء آيين‌هاى دنيا ترس‌برانگيزتر است ، زيرا كه در اين عزادارى مردم براى اينكه درد و رنجى را كه شهيدان كشيدند خود تجربه كنند و پيوسته ياد و جايگاه والايشان را نگاه دارند ، تن خود را با آلات برنده زخم مىزنند و خون خود را مىريزند . « 1 » امروزه هم گاه براى نامسلمانان و بيگانگان ديده شدن در شهر در ماه محرم خطرناك است . « 2 » گاه مىبينيم كه مردم بيرق سرخ برداشته‌اند ، و همچنان كه فرياد مىزنند " على ، حسين " و بر سينه مىكوبند و بازوهايشان را با كارد و قمه زخم مىكنند و از تنشان خون مىريزد ، در شهر راه‌پيمايى مىكنند . در ايران اثر زخمى كه در عزادارى محرم به خود زده‌اند بسا كه حتى بر ( پشت ) گردن خانمهاى متجدد با موى كوتاه و لباس غربى به روشنى مانده و پيداست . « 3 » وقتى كه به آبادى بختيارىنشين ، حدود 500 كيلومترى جنوب تهران ، براى شكار رفته بودم ، از روى اتفاق به راه‌پيمايى محرم برخوردم . اما زود رفع نگرانيم

--> ( 1 ) . اشاره است به قمه‌زنى . ( 2 ) . در خاطرات گلشائيان مىخوانيم : « ( در سفر ، از راه پرخطر ) خسته و كوفته ترسان و لرزان به زنجان رسيديم . نصف شب بود . در همان مسافرخانه كه در موقع رفتن خوابيده بوديم يك اتاق گرفتيم . . . به راننده هم گفتيم كه صبح زود ما را بيدار نكند . و ديرتر حركت كنيم . چون به كلى فرسوده شده بوديم . مع الوصف اول آفتاب راننده درب اتاق را زد و گفت پيشخدمت او را بيدار كرده و گفته امروز عاشورا است و تا آفتاب بزند دستهء قمه‌زن راه مىافتد و تو ارمنى هستى اگر تو را ببينند خواهند كشت . » ( ص 1 : 234 ) . ( 3 ) . پيداست كه نويسنده اثر حجامت را به جاى زخم قمه گرفته است .