آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
150
سفرنامه كازاما ( فارسى )
نيز ، با رسيدن روز عروسى ، عروس و داماد صبح زود ، و جداگانه ، به حمام مىروند ، و آخرين چرك دورهء تجرّد را از تن پاك مىكنند . اگر در شهر و آبادى آنها حمام نباشد ، در خانهء خود آب گرم فراهم مىسازند و با آن شستشو مىكنند . ظهر كه مىرسد ، داماد بر اسب مىنشيند و همراه چند دوست خود به چشمه مىرود و باز با آبتنى در آن چرك از تن مىزدايد ، و در لباس دامادى به خانه برمىگردد و در حجله مىنشيند . در سراسر اين مدت آواى هلهله و صداى تير تفنگ شنيده مىشود . اين مانند ترقه انداختن در جشنهاى چينيان است . در خانهء داماد به زودى خوردن شام را به پايان مىرسانند . مهمانها داماد را در حجله مىنشانند ، و چراغ و فانوس برمىدارند و براى آوردن عروس مىروند . عروس را بر اسب مىنشانند ، و او در ميان زنها كه دورهاش كردهاند روانهء خانهء داماد مىشود . در اين ميان كسانى هم ( از خانوادهء عروس ) اشك مىريزند . داماد به جلوى در به پيشباز قافلهء عروس مىرود ، و او را در پياده شدن از اسب كمك مىكند . عروس و داماد در ميان اين جمع وارد خانه مىشوند ، و آنگاه خويشاوندان پسر عروس و داماد را به حجله مىبرند . در آنجا آنها را دستبهدست مىدهند ، و مردى ( از بزرگان خانواده ) ، در گوش آنها دعاى خير مىخواند و ( آنها را تنها مىگذارند ) . سپس عروس و داماد پاى يكديگر را با گلاب مىشويند . در اين حالت شصت ( پا ) بايد بسته ( و پنجهء پا به هم چسبيده ) باشد . « 1 » اين از رسوم شب زفاف است . اين كار ساده به نظر مىآيد ، اما در واقع مهارت بسيار مىخواهد . اگر بنا به اتفاق شصت يكىشان باز بشود ، آن را بس بدشگون
--> ( 1 ) . در شرحى دربارهء شب زفاف مىخوانيم : « عروس و داماد را پيش از هدايت به حجله دستبه دست مىدهند ، و هر يك مىكوشد كه در آن هنگام زودتر شصت پاى خود را روى پاى ديگرى بگذارد تا هميشه بر وى مسلّط گردد . بعد عروس و داماد نقل و شيرينى در دهان هم مىگذارند و اندكى بعد به « حجله » مىروند . » ( " آداب و رسوم و اعتقادات عامه " ، در : ايرانشهر ، فصل 7 ، تهران ، 1342 ، ص . 1 : 181 )