آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

106

سفرنامه كازاما ( فارسى )

كسانى گمان دارند كه ( با آمدن آنان ) خون ايرانى در رگ ژاپنى آمده است . اما شمار گلبرگ داودى در سنگ‌نقش‌هاى تخت‌جمشيد كمتر از شانزده است . كاخ داريوش بزرگ ( آپادانه ) از اين ايوان ( صدستون ) كوچكتر ، اما از نظر معمارى چشمگيرتر است . در پشت اين ايوان تالار كاخ صدستون جاى دارد ، و در شمال سقفى كه بر يكصد ستون تناور استوار بود دروازهء بزرگى بازمانده است . نقش برجستهء سنگى آن داريوش بزرگ را نشان مىدهد كه بر تخت نشسته است و صد ملازم به صف ايستاده و آمادهء خدمت‌اند ، و شانزده كرور خدايان و فرشتگان از بالا بر شاه درود مىفرستند . تاريخ‌شناسان گفته‌اند كه جشن بازگشت پيروزمندانهء اسكندر ( كشورگشاى ) بزرگ ، در اين تالار باريابى داريوش بزرگ ( كاخ آپادانه ) برگزار شد ، و چون پس از اين جشن كشورگشاى بزرگ به خواست محبوبه‌اش داد تا اين كاخ و ايوان را آتش زدند و سوختند ، هنوز از اينجا خاكستر چوب صنوبر زياد درمىآيد . آرامگاه داريوش بزرگ و شاهان ديگر كه در مسافتى در سوى باختر اين كاخ‌ها ، در بالاى صخره‌اى ، كنده شده ، بازمانده است . اينجا از دور هم ، از ميان كوه‌هاى سر به آسمان كشيده ، پيدا و نمايان است ، اما بخش‌هايى از بنا و ريزه‌كارىهاى اين آرامگاه ، مانند دروازهء آن ، بيشترش ويران شده است . در آغاز سخن از آثار داريوش بزرگ ، شرحى دربارهء كتيبه بيستون ياد مىكنم . سر راه همدان به كرمانشاه ، در جايى كه سلسله كوه‌هاى پرصخره و ستيغ و سر به فلك كشيده كم‌كم كوتاه مىشود و به جلگه دامن مىگسترد ، قله‌اى مىبينيم كه بلندى آن حدود 1200 متر مىنمايد . اينجا از روزگار باستان محل تقاطع گذرگاه‌ها بوده و در دل زمين آن - در قنات - آب زلالى جارى است كه مسافران با آن گلويى تر مىكنند - و امروزه در ( رادياتور ) ماشين سوارى هم مىريزند . به يقين همين آب است كه از سه هزار سال پيش تاكنون مسافران و سپاهيان و كاروانيان بىشمار كه رنگ چشم و مو و پوست متفاوت داشته ( و از نژادهاى گوناگون بوده ) اند ،