آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
104
سفرنامه كازاما ( فارسى )
چنين نوشته است : « من خشايارشا ، شاه شاهان ، شاهنشاه كشورى كه مردمان گوناگون با زبانهاى متعدد در آن زندگى مىكنند ، خشايارشا ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، پسر داريوش شاه هخامنشى . » همهء سنگ نبشتهها به سه زبان فارسى ، آشورى و بابلى نگاشته شده است تا نموده شود كه در كشورهايى كه او بر آن فرمانروا بود ، دست كم سه قوم زندگى مىكنند كه هر يك به زبانى ديگر مىخوانند و مىنويسند . بر كتيبهء ديگر نوشته است : « من اين دروازه و ايوان را ساختم ، و همهء كشورها را زير چشم دارم . » صفهء بزرگ تخت جمشيد كه آن را ايوان اصلى اين مجموعه كاخها مىدانند ، بر يك تختهسنگ بزرگ بنياد شده و بر ورودى و دروازهء آن سنگنقش برجسته مانده است - با چنان وضوحى كه پندارى آن را همين ديروز تراشيده باشند . اينجا و آنجا با نقشهاى ظريف و زيبا آراسته ، و در اين نقشها اثر نگارگرى آشور و مصر پيداست . نقشى كه نمايندگان و شاهان كشورهاى تابع ( امپراتورى هخامنشى ) را نشان مىدهد كه در چپ و راست در برابر شاه شاهان به خدمت ايستادهاند ؛ و صحنهاى كه پيكرهء شاهنشاه ( هخامنشى ) است كه ملازمان چتر بالاى سرش گرفتهاند و آرامآرام ( با جلال شاهانه ) قدم برمىدارد ؛ و نمائى كه در آن دستهاى از سپاه ، تير و كمان و نيزه در دست ، با شكوه رژه مىروند . اين صحنهها به آنچه كه تاريخ از احوال آن روزگار وصف كرده ، مانند است . در ميان اين سنگنقشها ، پركارتر از همه نقشى است كه در سه رديف بر ديواره و كنار صفه كندهاند . در صحنهء چپ آن ، صف سپاهيان ارابه و اسب مىكشند و همراه مىبرند ، و دستهاى رزمنده كه شايد پاسداران شاهىاند ، باجلال و وقار به نواى موسيقى پيش مىروند . در نماى راست ، بيشهء صنوبرى است ، و آنسوتر دستهاى فرستادگان و نمايندگان اقوام گوناگون ( شاهنشاهى هخامنشى ) از محصولها و طرايف سرزمينهاى خودشان آوردهاند تا پيشكش كنند . از آنجا كه از اين سنگنقشها هيچ احساس رزم و ستيز برنمىآيد ،