آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

100

سفرنامه كازاما ( فارسى )

« يكى از پادشاهان پيشين در رعايت مملكت سستى كردى و لشكر به سختى داشتى ؛ لاجرم دشمنى صعب روى نهاد ، همه پشت بدادند : چو دارند گنج از سپاهى دريغ * دريغ آيدش دست بردن به تيغ « 1 » نيز مىگويد : صياد نه هربار شگالى ببرد * افتد كه يكى روز پلنگش بخورد « 2 » ايرانيان مردمى شاعرطبع و ادب‌پيشه‌اند ، و بيشترشان مانند حافظ ذوق و زيبايىشناسى دارند ، و اهل خرد و معرفت‌اند ؛ و شيوهء زندگانى را مىدانند . ايرانى ، اگر باغبان و مسلمانى و پيشخدمت هم باشد ، به هنگام حرف زدن حتما شعر در ميان سخن مىآورد ، يا هنگامى كه براى خطا و اشتباهى سرزنش شود ، با خواندن شعرى مناسب عذر گناه را مىخواهد . ايران كشور امروزى ( نوپا ) نيست ؛ سرزمين شعر و ترانه و موسيقى است . در ژاپن قديم ، ميناموتو - نو - سان - ئى يوريماسا « 3 »

--> ( 1 ) . حكايتى از باب اول گلستان . ( 2 ) . در حكايتى از باب سوم گلستان . ( 3 ) . ميناموتو - نو - يورىماسا ( 1106 تا 1180 م . ) شاعر و نيز رزمنده‌اى نامور بود . داستانى مىگويد كه او در سال 1153 م . هيولائى به نام نوئه را ( كه سر ميمون ، تن ببر ، و دم افعى داشت ، و غريوكشان بر بالاى قصر امپراتور پرواز مىكرد ) به پيكانى كشت ، و مقام يافت . در جنگ‌هاى هوءگن در سال 1156 و در سال 1178 او به مقام دربارى سان - ئى رسيد ؛ و چون در اين هنگام سر تراشيد ( و در زى راهبان درآمد ) به مناسبت او راگن سان - ئى نيوءدوء خواندند ، كه بيشتر به اين نام شناخته است . اما از سال 1180 ستمگرى خاندان حاكم تايرا او را بر آن داشت كه اينان را براندازد ، و در اين راه يارى راهبان نارا و شمارى از رزمندگان نامى را دريافت . كى يومورى ، سپهسالار حاكم ، به اين توطئه پى برد و پسرش را به سركوبى اينان فرستاد . در جنگى خونين كه پيش آمد ، دو پسر يورى ماسا كشته شدند ، و خود او كه زخم پيكان خورده بود و شكست را محتوم مىديد به معبدى رفت و به رسم سلحشوران با دريدن شكم ( هاراكيرى ) خود را كشت . -