كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

74

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

خواندند . حالا در اين راه حتى يك ده هم وجود ندارد . رودى كه از آن نام برديم خيلى پرآب است و پل آجرى ، كه روى آن قرار دارد ، سيصد پا طول دارد . از شيراز تا اين پل در راه اصفهان بوديم . در اين‌جا راه اصفهان را ترك كرديم و با جهتى متمايل به شرق ، مستقيما به‌طرف خرابه‌هاى تخت‌جمشيد رفتيم . بااين‌كه مىدانستم ، كه تخت‌جمشيد دهكدهء نزديكى نبود ، كه بتوانم در آن‌جا اتراق بكنم ، با اطلاعاتى كه دربارهء اين خرابه‌ها شنيده و خوانده بودم ، تصوراتى داشتم ، كه نمىتوانستم ، تا پيدا كردن منزلى ، از رفتن به آن‌جا صرف‌نظر بكنم . طرف غروب راهنمايم مرا به مرودشت ، كه ده بدى بود و در يك ساعتى جنوب خرابه‌ها قرار داشت ، رسانيد . او در اين‌جا مرا به كلانتر ده معرفى كرد و كلانتر با صميميت از من استقبال كرد و در خانهء كوچكى اتاقى در اختيارم گذاشت . در اين ده اين اتاق براى استراحت مسافرها در نظر گرفته شده بود .