كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

75

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

شرح تخت‌جمشيد خرابه‌هايى كه از تخت‌جمشيد برجاى مانده است ، بيشتر از خرابه‌هاى ممفيس پايتخت باستانى مصر نيست . اين هر دو شهر در كفهء حاصلخيزى قرار داشتند . پس از ويرانى ، مصالح ساختمانى خوبى ، كه بدون زحمت قابل حمل و نقل بودند ، به پايتخت‌هاى جديد آورده شد . بازماندهء ويرانه‌ها به مرور ، از گرد و خاكى كه باد مىآورد پوشانده شدند و بالاخره شهرهاى معروف باستانى به مزارع كشت و زرع مبدل شدند . خرابه‌هاى باشكوه تخت‌جمشيد ، كه امروز هم ما را به شگفتى وامىدارند ، شايد بازماندهء يك معبد و يا يك كاخ سلطنتى باشند . برجاى ماندن اين خرابه‌ها فقط به خاطر فراوانى و بزرگى سنگها نيست ، بلكه بلندى محل ساختمان هم به برجاى ماندن ويرانه‌ها كمك كرده است . بيشتر خاكى كه باد به اين‌جا مىآورد ، به كفه‌اى كه در پايين خرابه‌ها قرار دارد ، رانده مىشود . ازاين‌روى هنوز در بيشتر جاها ، صخره‌هاى برهنه و يا كف‌پوشيده از قطعات مرمر ساختمانها به چشم مىخورد . مانند اهرام بزرگ نزديك قاهره ، كه آنها هم روى بلندى ساخته شده‌اند ، هنوز سنگهاى بزرگى ، كه براى ساختمان تراشيده‌اند ، به چشم مىخورند . ايرانيها اين خرابه‌هاى باستانى را تخت‌جمشيد مىنامند « 1 » و عقيده دارند ،

--> ( 1 ) . خود نيبور همه‌جا پرسپوليس مىنويسد .