كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

53

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

به آن‌طرف كوه ببرد . راه آب از طريق اين كوه ، حد اقل يك چهارم ميل طول دارد . اما حرارت آب در كوه كمتر از آسياب بود . بنابراين لازم مىآيد ، كه در بين راه به حرارتش افزوده گردد . كوههاى اين منطقه از صخره‌هاى بسيار سختى تشكيل شده‌اند ، كه به خاك خشك شباهت دارند . از اين‌جا به بعد راه آن‌چنان بد است ، كه من نظيرش را در هيچ‌جاى يمن نديده‌ام . در بعضى جاها ، راه در ميان صخره‌ها آن‌قدر باريك است ، كه يك الاغ بارزده به زحمت مىتواند از آن بگذرد و ما مجبور بوديم ، كه دوازده تا شانزده‌بار از يك رودخانهء كوچك بگذريم . در اين راه خشن و صخره‌اى اسكلت - هاى زيادى از اسب و الاغ به چشم مىخورد . اين حيوان‌ها در اين‌جا به زمين خورده بودند و مرده بودند . الاغ بارزده‌اى از قافلهء ما هم پرت شد و گردنش شكست . صاحب الاغ فورا پوست او را كند و آن را به‌صورت قطعات كوچكى به همراهان خود فروخت ، كه ظرف همين روز از اين پوست كفش درست كردند . آنها دور قطعهء چرم را سوراخ‌سوراخ كردند و بندى از آن گذرانيدند و بعد اين چرم را به پايشان بستند . در شرق نخلستانى ، كه ده سهو در كنارش قرار داشت ، اتراق كرديم . ده سهو چندى پيش وسيلهء رئيس لاور ويران شده بود . كمى پيش ديديم ، كه امير خورموج لاور را ويران كرده است و بالاخره سپاه كريم خان خورموج را . اين وضعيت فلاكت‌بار ايرانيهاى بيچاره است « 1 » . اما مىگويند ، كه كريم خان

--> ( 1 ) . از بررسى امور نظامى اين دوره چنين استنباط مىشود ، كه حقوق نظاميان بيشتر بستگى به نتيجهء كار آنها داشته است . در حقيقت خدمت در ارتش چيزى بوده است قراردادى . سپاهى و سردار سپاه - شايد بدون اين‌كه رسما دربارهء حقوق گفتگويى كرده باشند - توافق مىكردند ، كه براى مدت نامحدودى ، حد اقل تا پايان يك جنگ ، باهم همكارى داشته باشند . سپاهى مىدانست ، كه اگر پيروز بشود ، از غنايم جنگى سهمى از آن اوست و در غير اين -