كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
54
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
تا حدى در اين كشور شاهنشاهى آرامش را دوباره برقرار كرده است . البته ديگر كسى با او رقابت نمىكند ، اما در اين كشور ارباب هردهى ميل دارد مستقل باشد . همسايهء قوى همسايهء ضعيف را تحت فشار قرار مىدهد و حكومت مركزى كارى به اين جنگهاى كوچك ندارد ، مگر اينكه كسى ثروت زيادى بههم زده باشد و يا از پرداخت ماليات سر باز بزند . در اينصورت سپاهى مىفرستند ، تا شهرها و روستاهايى را ، كه در سر راه قرار دارند و قبلا به خاطر جنگهاى داخلى كوچك ويران نشدهاند ، با خاك يكسان بكنند . حالا سالها است كه وضع ناآرام در ايران ادامه دارد . پس جاى شگفتى نيست ، كه اين كشور ، كه زمانى پرجمعيت بوده است ، اينطور از سكنه خالى شده است « 1 » . حكومت تركها بهتر
--> - صورت نبايد چندان اميدى به اجرت كار خود داشته باشد . سيورسات ناچيز سپاهيان از روستاها و شهرهاى سر راه ، بيشتر بدون پرداخت پول و يا پرداخت قيمت عادلانه تهيه مىشد . در حقيقت بار جنگها از نظر اقتصادى بر دوش مردم سر راه و مناطق حوزهء جنگها بود . جنگها و بهدنبال آن غارتها ، اندكانه خانوادهها را به نابودى مىكشانيدند . كمتر شهر و آبادى بود ، كه هرچند گاهى يك بار دستخوش غارت و ويرانى نشده باشد . اين غارتها و ويرانيها نه تنها از نظر اقتصادى زيانهاى جبرانناپذيرى به اجتماعات ايران وارد مىساخت ، بلكه سنتها و ارزشهاى فرهنگى را ناتوان و كمبنيه مىساخت . نگاه كنيد به : پرويز رجبى ، ارتش ايران در دوره زنديه ، مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال ششم ، شماره 3 . ( 1 ) . در روزنامهء ميرزا محمد كلانتر ، به كوشش عباس اقبال ، تهران 1325 ص 17 و 18 مىخوانيم : « . . . قشون مطلق العنان ( نادر ) به شهر ( شيراز ) ريخت . به كلى در عرض دو ساعت آن مملكت معمور را پاك كردند . خلاصه چون مردم اهل و عيال خود را به بقاع و خوانق متبركه برده بودند ، اموال و اسباب و قناديل و قرآن و كتاب و فروش آنها نيز به عرصهء نهب و غارت رفت . به مثل مشهور ، كه آمدند و كشتند و بردند و رفتند و دو كله مناره ساختند و از بركت نواب محمد تقى خان دختر و پسر مسلمانان و عيال ايشان به تصرف افغان و ازبك و تركمان به اقصى ممالك توران و ايران رسيد . بعد از انقضاى محاصره وباى بزرگى روى داده از بقية السيف از تقرير غسالان موازى 14000 نفر روانهء ديار عدم و آنچه از دزد مانده بود به فالگير رسيد و ديگر شيراز صورت آبادى نگرفت و از -