كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
41
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
با هر دو طرف متخاصم رفتار دوستانهاى داشته باشد ، تا بتواند ، كارهاى بازرگانى خودش و همچنين كمپانى هند شرقى را با خاطر جمعى بيشترى انجام بدهد . پس از ورود من به بوشهر ، يرويس كالاى زيادى از طريق خورموج به شيراز فرستاد . در اين موقع مسافرين زيادى در بوشهر بهسر مىبردند ، كه عبارت بودند از خردهبازرگانها و يا خانوادههاى ارمنى فقيرى ، كه ايران را به خاطر آشفتگىهاى داخلى ترك كرده بودند و حالا دوباره مىخواستند به موطن خود برگردند . به اين خاطر - براى رفتن به شيراز - كاروان بزرگى بهوجود آمد . بااينكه دلايل زيادى براى بازگشت فورى به اروپا وجود داشت ، نمىخواستم از اين فرصت خوب ، براى رفتن به شيراز و خرابههاى مشهور تختجمشيد ، كه دو روز تا شيراز فاصله داشت ، صرفنظر بكنم . ناگزير تصميم گرفتم ، روز پانزدهم فوريهء 1765 ، همراه كاروان دست به اين سفر بزنم . لباس اروپايى را كه از هندوستان آورده بودم ، همراهم نگه داشتم ، اما به خاطر اين لباسهاى تنگ و كوتاه ، سفر با كاروان خيلى برايم مشكل شد . امروز تا تنگسير آمديم . در راه گهگاه به نخلستانى برمىخورديم ، اما دهكدههاى كنار اين نخلستانها يا به كلى
--> - به موقع از نقشهء مير مهنا آگاه شدند ، به خارگو حمله كردند ، اما شكست خوردند و به خارك برگشتند . سپس مير مهنا به تعقيب آنها پرداخت و توانست خارك را متصرف شده و كليهء تأسيسات تجارتى موجود در خارك را در اختيار بگيرد . اين شكست براى هلنديها ، پايان كار آنها در خليج فارس بهشمار مىآيد . اينك تقويت مير مهنا و مطالعهء سرنوشت هلنديها ، انگليسىها را وادار كرد ، كه دوباره در ماه مه 1768 با كريم خان متحد بشوند . اما يك بار ديگر انگليسىها بدقولى كردند و به تنهايى به خارك حمله بردند . اين حمله به خاطر كمبود نيروى انسانى با شكست سختى مواجه شد . در اين موقع سپاه ايران به ساحل خليج رسيده بود . متحدين و ياران مير مهنا ، از ترس اينكه به كلى نابود بشوند ، تصميم گرفتند كه مير مهنا را دستگير كرده و تحويل بدهند . ميرمهنا موفق شد فرار بكند و از راه كويت به بصره برود ، اما در آنجا به وسيلهء مأمورين عثمانى دستگير شده و به دستور عمر پاشا بقتل رسيد .