كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
205
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
دست داشت . در اين ميان فتح على خان هم متوجه شد ، كه سه تن از سردارانش قصد دارند او را به كريم خان تسليم بكنند و چون خود را در محاصرهء دشمنان داخلى ديد و از طرف ديگر خبر شد ، كه كريم خان از نقشهء ابراهيم خان آگاه شده و او را كشته است ، سوار بر اسب از شهر خارج شد و خودش را به پاى كريم خان انداخت . كريم خان با مهربانى و ادب زيادى از او استقبال كرد و بعد امير گونه - خان و سرداران ديگر قلعهء اروميه هم به ميل خود تسليم كريم خان شدند . پس از اين پيروزى ، كريم خان چند مخالف ديگر در كرمان ، فارس ، لرستان ، عراق عجم ، مازندران و آذربايجان داشت و در مناطق كوهستانى و در سواحل خليج فارس افراد مستقل ديگرى بودند ، كه به هيچ ترتيب حاضر به اطاعت از شخص ديگرى نبودند . انتظار مىرفت ، كه روستاها و شهرهاى داخلى ايران و خليج فارس هم اطاعت از كريم خان را بپذيرند ، اما آنها هنوز به فكر كريم خان نيستند و يا حد اقل ، تا وقتىكه كريم خان سپاهى اعزام نكند ، از پرداخت ماليات خوددارى مىكنند . مثلا مير مهنا سه بار از منطقهء كوچك خود در مقابل قواى كريم خان دفاع كرده است و وقتى كريم خان در سال 1765 نيروى بزرگى را مأمور سركوبى مير مهنا كرد و مير مهنا كه اميدى به مقاومت در برابر قواى كريم خان را نداشت ، سپاهيان و خانوادهء خود را با عدهء زيادى از رعيتش به جزيرهء كوچك خارك منتقل كرد و شهر و قلعهء بندر ريگ را براى سپاهيان دولتى برجاى گذاشت و سپاهيان كريم خان در اين بندر جز خانههاى نابهسامان و خالى ، كه حتى ارزش ويران شدن نداشتند ، چيزى نيافتند . در عوض اين جزيرهء كوچك و خالى از جمعيت ظرف چند ماه به صورت شهرى درآمد . بعد سپاهيان دولتى راه بازگشت پيش كشيدند و پس از رفتن آنها مير مهنا دوباره بندر ريگ را متصرف شد . يك بار هم وقتى شيخ سليمان كعبى ، كه قسمت بزرگى از حوزهء شط العرب را در اختيار داشت ، ناگزير از پرداخت خراج به كريم خان گرديد ، مثل مير مهنا با