كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
206
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
پناه بردن به دريا از خودش دفاع كرد . او با افراد خودش در روى آب قرار گرفت و سپاهيان دولتى به خاطر كمبود كشتى ، قادر به تعقيب او نشدند و دست از تعقيب كشيدند و شيخ سليمان دوباره به حوزهء پيشين خود بازگشت . كرمان كريم خان را به وكيلى ايران پذيرفته بود . كريم خان محمد امين خان گروسى را به حكومت كرمان فرستاد ، اما چون پيش از رسيدن محمد امين خان به كرمان شخص ديگرى حكومت كرمان را به دست گرفته بود ، محمد امين خان ناگزير از بازگشت به شيراز گرديد . فتح على خان پس از تسليم ، از طرف كريم خان به سردارى سپاه منصوب شده بود و گمان مىكرد ، كه كريم خان ديگر نسبت به او كينهاى ندارد . در اين موقع زكى خان ، برادر كوچك كريم خان ، سر به شورش برداشت و پس از غارت اصفهان با غنائم به دست آمده به شوشتر رفت . چون فتح على خان و زكى خان از طريق نامه با يكديگر در ارتباط بودند و چون گمان مىرفت ، كه فتح على خان زكى خان را به شورش تحريك كرده است ، كريم خان در محلى در راه غرب ايران از فتح على خان پرسيد ، آيا او اين محل را مىشناسد ، فتح على خان جواب داد ، بله ، من در اينجا زن شما را اسير كردهام . كريم خان ، كه دنبال بهانه مىگشت ، بلافاصله پس از اين اعتراف فتح على خان دستور قتل او را صادر كرد . شاه اسماعيل پس از شكست خوردن محمد حسن خان قاجار دوباره در دست كريم خان بود . مردى كه سالها براى شاه جوان جنگيده بود . گمان مى - رفت ، كريم خان ، بلافاصله پس از چيره شدن بر دو دشمن بزرگ خود ، حكومت را از شاه اسماعيل بگيرد ، اما ظاهرا كريم خان حوصلهاى براى اين كار ندارد و جوابش اين است ، كه او هنوز تمام ايران را براى شاه به تصرف خود در نياورده است . كريم خان هنوز عنوان شاهى را نپذيرفته است . با توجه به اينكه حالا شاه