كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

204

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

مبارزهء تن‌به‌تن دو نفرى محول بشود و در صورتىكه محمد حسن خان شخصا حاضر به مبارزهء تن‌به‌تن با او نباشد ، مىتواند يكى از افسران شجاع قبيلهء بسيار بزرگش را مأمور اين مبارزه بكند . محمد حسن خان كه از زور كريم خان آگاه بود ، به اين بهانه كه عادت به درگيرى با يك خوك وحشى را ندارد ، از مبارزهء تن‌به‌تن سرباز زد . كريم خان از اين جواب چنان در خشم شد ، كه دستور داد ، تا چشمهاى پيك‌ها را از حدقه بيرون بياورند و بعد چون با نيروى كمى كه در اختيار داشت قادر به بيرون آمدن از شهر و جنگيدن با دشمن نبود ، دست به حيله زد و با پرداخت پول زيادى سپاهيهاى محمد حسن خان را واداشت كه به او بپيوندند . بعد شيخ على خان زند با عدهء كمى از شهر خارج شد و در يك مأموريت نه روزه تعداد زيادى اسب و شتر دشمن را ، كه در جاى پرتى در حال چرا بودند ، ربود و خود كريم خان براى يك حمله احتمالى در شهر دست به تبليغ زد . دشمن كه در اين موقع به كم شدن نفرات خود و هم‌چنين كم جرأتى سپاهيانش پى برده بود ، بدون جنگ ، ناگزير از بازگشت به اصفهان و حتى استرآباد شد . كريم خان او را تا اصفهان تعقيب كرد و از اصفهان به بعد شيخ على خان مأمور تعقيب دشمن شد . كمى بعد شيخ على خان دشمن را شكست داد و سر محمد حسن خان را براى كريم خان آورد . اين پيروزى در سال 1759 اتفاق افتاد . حالا آرامش تا حدى به ايران برگشته بود ، اما نه به‌طور كامل . چون كريم خان هنوز ، پس از بين بردن دشمنان اصلى خود ، مردان ديگرى را در سر راه خود داشت . از آن جمله فتح على خان در اروميه . كريم خان مدتى شهر اروميه را ، بىآن‌كه نتيجه‌اى بگيرد ، محاصره كرد ، تا بالاخره دو طرف متخاصم تصميم به قتل پنهانى يك‌ديگر گرفتند . يكى از افسران كريم خان به نام ابراهيم [ خان بغايرى ] ، كه از طرف فتح على خان تصميم به قتل كريم خان گرفته بود ، شناخته شد و به دستور كريم خان اعدام شد . ابراهيم خان كسى بود ، كه در قتل نادر شاه هم