كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

201

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

پول زيادى از مردم مىگرفت ، اعلام مىكرد ، كه اين پولها را به فرمان على مردان خان مىگيرد . كريم خان به محض اطمينان از اين‌كه بيشتر از متحد خود طرف توجه مردم است ، كوشيد تا در پنهانى نفرت مردم را از على مردان خان افزايش بدهد . او شايع كرد ، كه على مردان خان زمينهاى شاه جوان را ويران مىكند و بالاخره پس از چندى على مردان خان به دستور كريم خان به دست محمد خان زند كشته شد . پس از كشته شدن على مردان خان سربازها و افسرهايش پراكنده شدند و كريم خان به زور پول سربازهاى او را به خدمت خود درآورد و به زودى فرماندهء سپاه بزرگى شد و در اصفهان به حكومت نشست . كريم خان شاه اسماعيل را هم تحت حمايت خود درآورد و در ظاهر رفتارى با او داشت ، كه با يك شاه . مثلا هر روز صبح به اتاق و يا چادر شاه جوان مىرفت و مراسم تكريم و تعظيم زيادى را نسبت به او به‌جاى مىآورد و خودش را نوكر اعليحضرت مىدانست . اگر كريم خان از اين تاريخ به بعد آرام مىگرفت ، اصفهان مىتوانست شهر خوشبختى باشد . اما كريم خان مىخواست براى شاه اسماعيل - مثل نادر شاه براى شاه تهماسب - تمام ايران را تسخير بكند . بنابراين با سپاه خود اول به مقابلهء با محمد حسن خان قاجار به استر آباد رفت ؛ اما شكست خورد و به اصفهان بازگشت و بعد كوشيد تا شانسش را در جنگ با آزاد خان در آذربايجان آزمايش بكند ، اما اين بار هم پذيرايى بدى از او به عمل آمد . او بعد در حدود ده بار [ ! ] با آزاد خان جنگيد و در بيشتر جنگها راه فرار پيش كشيد و بالاخره مجبور شد به دشتستان در گرمسير - در نزديكى خليج فارس - عقب بنشيند . اگر در اين موقع كدخداهاى محلى و مردم بومى از كريم خان حمايت نمىكردند ، او مجبور بود براى هميشه از تسخير تمامى ايران نااميد بشود . مردم تنگستان سپاه آزاد خان را ، كه در تعقيب دشمن تا گرمسير آمده بود ، تارومار كردند و كريم خان با مردم اين