كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
183
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
پول و مرواريد بوده است . دو كشتى يادشده در حين درگيرى مهاجمين با كلابيط راه فرار پيش كشيده و خود را به جزيرهء خارك رسانيده بودند . روز بيست و نهم ژوئن كشتيهاى ميرمهنا ، با دو كلابيطى كه به غنيمت گرفته بودند ، از طرف شمال آمدند و مستقيما به طرف خويرى رفتند . كاپيتان پرايس و شيخ جوان با كشتيهايشان در ساحل شمالى جزيره لنگر انداخته بودند و كشتى كوچكى كه از بصره آمده بود ، با سه كلابيط و سه كشتى كوچك ديگر از بوشهر ، همه در آبهاى شمالى جزيره ، يعنى در راه كشتيهاى مير مهنا در حال گردش بودند . حالا ما فكر مى - كرديم ، كه بالاخره جنگى درخواهد گرفت ، اما همينكه سرنشينان كشتى كوچك بوشهر يكى از كشتيهايشان را در دست دشمن ديدند ، به خاطر دوستان و خويشان خود - كه در اين كشتى اسير يا كشته شده بودند - ناله و زارى كردند و به جاى اينكه از اين حادثه براى حملهء به دشمن تحريك شده باشند ، به طرف كشتى بزرگ خود برگشتند . مردان مير مهنا آنقدر ديوانه نبودند ، كه به تعقيب دشمن بپردازند ، بلكه از شمالىترين گوشهء جزيرهء خود به خشكى رفتند و با سرعت زيادى به تهيهء آذوقه پرداختند ، تا بتوانند دوباره حركت بكنند . كاپيتان پرايس درحالىكه از حمله نكردن كلابيطها به دشمن خيلى ناراحت بود ، فورا به كلابيطها مأموريت داد ، تا مردان مير مهنا را در خشكى زير شليك توپ بگيرند . دو كشتى ديگر هم براى كمك به كلابيطها لنگر كشيدند . در اين فاصله مير مهنا كلابيطهاى ربوده شده را ، كه به سختى آسيب ديده بودند ، به خشكى كشيده بود و كلابيطهاى خودش را با آذوقه انباشته بود . بعد دوباره اين كلابيطها به راه افتادند و ناوگان بوشهر به تعقيب آنها پرداخت ، اما چون كوشش براى رسيدن به دشمن به نتيجهاى نرسيد ، به ساحل جزيره بازگشت و لنگر انداخت . اگر امروز عربهاى بوشهر انگليسىها را ترك نكرده بودند ، حتما سه كلابيط مير مهنا نابود شده بودند . اما هميشه بين بوشهرىها و انگليسىها نفاق بود .