كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
162
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
ظاهرا به اين ترتيب نسبت به يكديگر اداى احترام كردند . بعد روى زمين ، روبهروى يكديگر نشستند . هركدام از آنها مىكوشيد تا حريف خود را بهتر غافلگير بكند . بعد به يكديگر پيچيدند و آنقدر يكديگر را ماليدند و باهم ور رفتند ، تا بالاخره پشت يكى به خاك رسيد . بعد كسى كه شكست خورده بود با تواضع دست حريف فاتح را بوسيد . در كشتى - مثل بوكس زدن انگليسيها - از وارد آوردن ضربه خبرى نيست . در عين حال پس از ترك كردن ميدان كشتى ، بازوها و رانهاى بعضى از كشتىگيران احتياج به استراحت داشت . يكى از ورزشكاران همهء آنهايى را كه با او كشتى گرفتند ، يكى پس از ديگرى به زمين زد و وقتىكه ديگر كسى حاضر به مبارزهء با او نشد ، از تماشاچىها تقاضاى انعام كوچكى كرد . اگر كسى ثابت بكند ، كه در يكى از پايتختهاى اسلامى ، مثلا اصفهان ، استانبول يا دهلى ، اعلام كرده است ، كه او در روز معينى با قوىترين مردان كشتى خواهد گرفت و هيچ كس براى مبارزهء با او آماده نشده است ، مىتواند شيرى را روى سنگ قبرش نقر بكند . من در شيراز به دو تا از قبرها برخوردم . يكى از اين قبرها در گورستانى بود ، كه در كنار باغى كه كريم خان ساخته بود قرار داشت و ديگرى در شاهچراغ . من اول فكر مىكردم ، كه اين گورها متعلق به مردان بزرگى است ، كه شجاعت خود را در جنگ يا شكار شير نشان دادهاند . كسى چه مىداند ، كه دانشمندان بزرگى كه آثار باستانى را مورد بررسى قرار مىدهند ، به كرات دچار چنين اشتباههايى نشدهاند . در گلستان سعدى چند حكايت خوب دربارهء كشتى وجود دارد . حالا خوانندهء اروپايى با خواندن اين مطالب ، آن حكايتها را بهتر خواهد فهميد . در شيراز سه زورخانهء عمومى وجود دارد . از اين زورخانهها علاوه بر مردم عامى و متوسط ، مردان بلندپايهء نظامى و غيرنظامى هم استفاده مىكنند ، تا با ورزشهاى يادشده بدن خودشان را نيرومند بكنند . مردان بزرگ در