كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

142

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

بعد نوبت به سنگنبشته‌هاى كوفى و عربى و فارسى مىرسد . در نقش رستم حتى به خط عبرى برمىخوريم و من فكر مىكنم ، با اين خط در خرابه‌هاى تخت‌جمشيد هم برخورد كرده‌ام . اما اين خطها و نام چند اروپايى را كه در اين‌جا نقر گرديده است ، نمىتوان در زمره سنگنبشته‌ها به حساب آورد . من حتى در تخت‌جمشيد با اسم دوبروين برخورد كردم ، كه با گچ سرخ نوشته شده بود . جلوى كوهى كه آرامگاههاى شاهان و پيكركنده‌هاى پهلوانى رستم بر آن قرار دارد ، بناى كوچكى از سنگ سفيد ساخته شده است ، كه فقط با دو قطعه سنگ بزرگ پوشيده شده است و به گمان به سامان ماندن اين بنا به خاطر اين دو قطعه سنگ بزرگ است . چون هيچ‌كس - بىآن‌كه خودش را در خطر سقوط سنگهاى سقف قرار ندهد - نمىتواند سنگهاى ساختمان را جابه‌جا بكند . در بنا از كف زمين خيلى بلندتر است . با اين‌همه به آسانى مىتوان درون آن راه يافت ؛ چون زير درگاه كمى آسيب ديده است . اين بنا اتاق چهارگوشى است ، كه هرگوشهء آن ده پا درازا دارد و در درگاه گوديهايى براى پاشنه‌هاى در ساخته شده است . در اين بنا سنگنبشته يا پيكركنده‌اى به چشم نمىخورد . اتاق پنجره ندارد و نور از هيچ‌جا ، جز از تنها درى كه رو به كوه است ، نمىتواند وارد اتاق بشود . به گمان زير اين اتاق ، اتاق ديگرى وجود ندارد و اين‌طور به نظر مىآيد ، كه زير بنا از آغاز پر بوده است . بنابراين اين بنا هرگز براى زندگى زندگان نبوده است ، بلكه جايگاهى بوده است براى كفن و دفن و يا به امانت - گذاشتن مردگانى ، كه مىبايستى در آرامگاههاى سينهء كوه جاى مىگرفتند « 1 » .

--> ( 1 ) . منظور كعبهء زردشت است . همان‌طوركه نيبور نوشته است ، در زمان او در اين بنا پيكركنده و يا سنگنبشته‌اى به چشم نمىخورد . در سال 1316 خورشيدى از طرف بنگاه شرقى دانشگاه شيكاگو ، به سرپرستى اريك اشميت چهار سمت بناى كعبهء زردشت ، كه از زمانى نامعلوم در زير خاك بود ، آزاد گرديد . پس از اين خاكبردارى ، اين بناى تاريخى چهرهء -